شيخ ذبيح الله محلاتى

57

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

متون كتب و سير نگارش يافته و چقدر در اشعار شعرا مذكور است بعقيدهء بعضى افسانه است و ليلى و مجنونى وجود نداشته و آن از مخترعات يك جوانى از اولاد بنى اميه است كه به دخترعم خود عشق مفرط داشته و اظهار آن را مناسب شأن و مقام عرفى خود نديده بنابراين اين قضيه را جعل و مرتب نموده و اشعارى كه بنام مجنون و ليلى شهرت دارد از منشأت او بوده و محض كتمان امر خود بديشان نسبت داده و بعد از آن هركس چيزى به دو افزوده است و در آداب اللغة العربية همين عقيده را تأييد نموده باينكه اكثر اشعار منسوبه بمجنون منسوب به ديگران است . در ريحانة الادب گويد اين مطلب برفرض صحت برهانى قوى بر سابقه معاشقه مجنون و ليلى مىباشد كه فىمابين ايشان رابطه معاشقه و محبت مستحكم بوده و اشعارى هم گفته و اين جوان اموى هم معاشقه و اشعار عاشقانه خود را به زبان ايشان نشر داده باشد و الا در صورتى كه اساسا مجنون و ليلى نبوده و يا خود آن جوان هم‌عيار اين اشخاص عادى معمولى بوده و اصلا رابطه معاشقه با همديگر نداشته‌اند اين معاشقه جوان اموى را بنام ايشان شهرت دادن و اشعار عاشقانه خود را نيز بنام ايشان منتشر كردن اساسا بىربط بوده و مورد قبول نمىباشد بلى البتّه در اين صورت اشعار ديگر باشعار مجنون و ليلى مخلوط شده و امتياز آنها تتبع وافى لازم دارد . ليلى اخيلية دختر عبد اللّه معشوقه توبة بن حمير خفاجى متوفى هشتادم هجرت مىباشد و اين ليلى بسيار جميله و فصيحه و از مشاهير شعراى عرب عصر اسلامى بوده و حافظ اشعار و انساب و وقايع عرب بوده و با توبه مذكور كه از قبيله خود ليلى و بسيار با عفت و فتوت و فصيح و شجاع و سخى و بنام فتى الفتيان شهرت داشته معاشقه ورزيده و اشعارى بسيار در حق هم‌ديگر سرودند ولى اخيرا ليلى را پدرش به كسى ديگر تزويج كرد اين وقت توبه خوددارى نكرد و ديوانه‌وار با دل زار و عشقى سرشار بكوى يار مراوده داشته و گاهى با ملاقات وى آرامش يافتى اين وقت با معاشقه وى معروف و تمامى