شيخ ذبيح الله محلاتى
48
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
اشرفى به او دادند و گفتند آن را بپاى ظلامه بعوض خيطان ببند و عجلى منسوب بطائفه بنى عجل است از قبيله بكر بن وائل امّ ذريح عبديه از اصحاب حضرت امير المؤمنين عليه السلام بوده است آن حضرت در روز جمل مصحفى بجوانى مسلم بن عبد اللّه مجاشعى دادند كه اهل جمل را به احكام و محتويات آن دعوت نمايد پس ايشان دستهاى مسلم را بريده و او را شهيد كردند ام ذريح در اين باب ابيات ذيل را بسرود يا ربّ انّ مسلما أتاهم * بمصحف أرسله مولاهم للعدل و الإيمان قد دعاهم * إلى كتاب اللّه لا يخشاهم فخضّبوا من دمه ظباهم * و أمّهم واقفة تراهم تأمرهم بالغيّ لا تنهاهم ناسخ ريطه دختر كعب بن سعد بن مرة بن لوى بن غالب كه لقبش خرقا بسيار سفيه و احمق بوده دوكى داشته به قدر يك ذراع كه خود و كنيزانش از صبح تا ظهر با آن دوك پشم و نخ ريسيده و ريسمان تابيده چون عصر مىشد آنچه رشته بودند آن را باز مىكردند و همهروزه اين رويه احمقانه را معمول مىداشتهاند و آيهء شريفهء ( وَ لا تَكُونُوا كَالَّتِي نَقَضَتْ غَزْلَها ) نيز بموجب يك روايت باقرى عليه السّلام اشاره به همين زن است كه نقض و برهم زدن عهد و پيمان را كه در آيهء قبلى نهى از آن شده تشبيه به كار احمقانه اين زن كرده است و يا موافق قول بعضى لازم نيست كه چنين زنى در خارج وجود داشته باشد و مقصود از آيه هم مجرد تمثيل و تشبيه نقض عهد به كار احمقانه زنى است كه صفتش اينچنين باشد ( ب ) امّ سعد يا سعدونه دختر عصام حميرى از ادباى زنان اندلس است كه در علم و فضل داراى