شيخ ذبيح الله محلاتى
32
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
دل كرد به زير زلف جانان منزل * جان گشت چه دل بسوى جانان مايل با دلبر و دل مراست كارى مشكل * دل در سر دلبر شد و جان در سر دل اين بگفت و نعرهاى بزد و بىهوش گرديد چون او را حركت دادند ديدند از دنيا رفته پس هر دو را غسل داده به خاك سپردند همان شب هر دو را بخواب ديدند در بهشت عنبرسرشت بر سرير سرور تكيه كردند و جام مودت بر كف نهاده و مىگفتهاند تركنا الفجور في دار الفناء * فنزلنا القصور في دار البقاء بانوئى كه نماز خود را قطع نكرد در كتاب مذكور گويد بانوئى عابده بود كه پيوسته خدا را عبادت كردى روزى در نماز بود كه عقربى در جامه او رفت و چند جاى بدنش را گزيد و آن بانو نه متغير شد نه آه كشيد و نه بر خود پيچيد تا نماز او تمام شد چون فارغ گرديد او را گفتهاند كه چرا آن كژدم را از خود دور نكردى گفت من شرم داشتم كه چون با خداى خويش مناجات كنم و او با جلال و كبريائى خود به من مىنگرد من به چيز ديگر مشغول شوم . نويسنده گويد اگر اين حكايت راست باشد اين زن بانوى بانوان بوده و قابل هزار هزار آفرين است امام زين العابدين عليه السّلام بچهاش در چاه افتاد نماز خود را نبريد ابو ذر گرگ گوسفند او را برد نماز خود را نبريد قيس بن سعد بن عباده افعى بر گردن او پيچيد نماز خود را نبريد در يكى از غزوات دو تير به بدن صحابى آمد و نماز خود را نبريد كه هريك حكايات آنها در محل خود مذكور است . ولى بايد بدانيم كه آنچه شرع بما دستور داده بايد عمل كنيم كار پاكان را قياس از خود مگير آنان بمقامى رسيدند كه ما هزار هزار فرسنگ از آنها عقبتريم فلذا بما دستور دادند كه هرگاه حفظ جان خودت يا كسى كه حفظ جان او واجب است يا مالى كه از خودت يا برادر دينى تو حفظ آن واجب است اگر بدون شكستن نماز ممكن نباشد واجب است نماز را قطع كنى مثل اينكه هرگاه در بين نماز ملتفت بشوى كه بچه در چاه يا حوض آب يا تنور آتش يا از بام مىخواهد تلف بشود در اين صورت قطع نماز واجب