شيخ ذبيح الله محلاتى
98
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
نه گل شناسد و نى رنگ و بو نه عارض زلف * دل كسى كه بحسن ويش گرفتار است قبر نورجهان در شاهدرهء لاهور است و بر لوح مزارش نقش كرده است بر مزار ما غريبان نى چراغى نى گلى * نى پر پروانه يا بى نى صداى بلبلى ( خيرات حسان ) نوشآفرين در تاريخ عضدى اين زن را بسيار ستوده كه از بانوان حرم سلطان فتحعلى شاه بوده و گفته كه اين زن در فريادرسى زيردستان و بذل اموال بمستحقان كمنظير بوده نهانى والدهء شاه سليمان در تذكرة الخواتين گويد پدرش از اعاظم و اكابر بوده چون نهانى را هنگام رفتن بخانهء شوهر رسيد و آوازهء جمال دلكش آن پرىرخسار گوشزد هر قوم افتاد هريك بخواستگارى سربلند كردند نهانى اين رباعى را نوشت در چهارسوق بازار معلق كرد كه هركه آن را حل كند قدم براى خواستگارى پيش گذارد و آن رباعى اين است از مرد برهنهروى زر مىطلبم * از خانهء عنكبوت پر مىطلبم من از دهن مار شكر مىطلبم * و از پشه ماده شير نر مىطلبم بالاخره كسي پيدا نشد كه حل اين مشگل بنمايد و نهانى بىشوهر بود تا از دنيا رفت . بعد از فوت او مردى كه او را سعد اللّه خان مىگفتهاند مطلب را دريافت اين دو بيت را در حل اين معما سروده و مردمان آن را پسنده داشتهاند علم است برهنهرو كه تحصيل زر است * آن خانهء عنكبوت دل بالوپر است زهر است جفاى علم و معني شكر است * هر پشه از آن چشيد آن شير نر است