شيخ ذبيح الله محلاتى

81

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

ام سعيد گويد به گردن نسيبه زخمى ديدم كه وسط او گود بود گفتم اين جراحت را كى بر بدن تو وارد آورد گفت ابن قميئه ) و نسيبه شوهر او زيد بن عاصم بود و از او دو پسر آورد يكى عماره كه مكناة به او گرديد و ديگرى عبد اللّه و در غزوهء احد يك پسر او شهيد شد و در جنگ با مسيلمهء كذاب پسر ديگرش مقتول شد و شوهرش زيد بن عاصم الخزرجى البخارى در بيعت عقبه و غزوهء بدر واحد حضور داشته و در كتب رجال او را ذكر كرده‌اند ) و علامه مجلسى در جلد ثانى حيوة القلوب در غزوهء احد مىفرمايد چون اصحاب رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرار كردند نسيبه مشك را بدور انداخت و شمشير كشيد در مقابل رسول خدا و دشمن را از آن حضرت دفع مىنمود و پسرش در جنگ احد با او همراه بود چون خواست بگريزد نسيبه مادر او به او حمله كرد گفت اى فرزند از خدا و رسول كجا مىگريزى و او را برگردانيد تا اينكه مردي بر او حمله كرد و او را شهيد نمود و بروايت ناسخ نسيبه چون پسر را برگردانيد مادر و پسر در مقابل رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم جهاد مىكردند در آن حال مشركى بر نسيبه حمله كرد پسر به يارى مادر آمد و باتفاق هم آن كافر را كشته‌اند مشركى ديگر بر پسر نسيبه حمله كرد و زخمى بر او بزد نسيبه بىتأمل زخم فرزند را به بست و گفت يا ولدى برخيز و در كار جهاد سستى مكن و خود بدان مشرك حمله برد و ضربتي به دو زد كه جان به مالك دوزخ سپرد رسول خدا او را تحسين نمودند و فرمود خدا ترا بركت دهد اى نسيبه و خود را در پيش رسول خدا بازداشت و سينه و پستان خود را در پيش رسول خدا سپر قرار داده بود تا آنكه آسيبى به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نرسد در آن حال نظر رسول خدا بنامردى افتاد كه مىگريخت به او فرمود الحال كه مىگريزى سپر خود بينداز و برو بسوى جهنم آن صاحب سپر سپر خود انداخت و فرار كرد حضرت سپر را به نسيبه عطا فرمودند نسيبه سپر بگرفت و در كار حرب ثابت‌قدم بايستاد تا آنكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمودند امروز وفاى نسيبه و مقام او بهتر است از مقام ابو بكر و عمر ) و در خصايص فاطمه ص 243 گويد الحق نسيبه در غزوهء احد مردانه جهاد كرد