شيخ ذبيح الله محلاتى
78
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
ما را بدم پير نگه نتوان داشت * در حجره دلگير نگه نتوان داشت آن را كه سر زلف تو زنجير بود * در خانه بزنجير نگه نتوان داشت از ضعف من آنچنان توانم رفتن * كز ديده خود نهان توانم رفتن بگداختهام چنان كه گر آه كشم * با آه بر آسمان توانم رفتن ( خيرات ) و معز الدّين ابو الحارث سلطان سنجر بن ملكشاه چهل سال سلطنت كرد بنا بگفته زينت المجالس و در ربيع الاول سنهء پانصد و بيست و دو در قلعه ترمذ وفات كرد و در حال نزع اين ابيات بگفت : جهان مسخر من شد چه من مسخر راى * بسى حصار گرفتم بيك نمودن دست به زخم تيغ و جهانگير گرز قلعهگشاى * بسى سپاه شكستم بيك فشردن پاى چه مرگ تاختن آورد هيچ سود نداشت * بقا بقاى خدايست و ملك ملك خداى ميمونة السوداء و نيز در خيرات حسان گويد اين زن معاصر عبد الواحد بن زيد بوده و از قدماء اهل اللّه و اهل كوفه بوده او را داراى مقام ولايت دانستهاند در موعظه و تذكر نفس خود مىگويد يا واعظا قام لاحتساب * تزجر قوما عن الذنوب تنهي و انت السقيم حقا * هذا من المنكر العجب لو كنت اصلحت هذا * عيبك او تبت من قريب كان اذا قلت يا حبيبى * موقع صدق من القلوب تنهى عن الغى و التمادي * و انت فى النهى كالمريب گويند مشار اليها در كوفه چوپانى مىكرد گرگان در ميان گوسفندان او آمده مطلقا آسيبى نمىرسانيدند عبد الواحد بن زيد چون اين حالت بديد علت را از او پرسيد او در جواب گفت لما اصلحت ما بينى و بين اللّه اصلح اللّه ما بين اغنامي و الذئاب