شيخ ذبيح الله محلاتى

65

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

بوده نامش زيب النساء گفته‌اند و اين تخلص اقتضا كرده كه حالش باندازهء مقالش معلوم نباشد و بعضى گفته‌اند كه دختر اورنگ زيب معروف بعالم كبير بوده و گويد من ديوانى از مخفى ديدم تقريبا پانزده هزار بيت بود و حالم مقتضى نبود كه بعض آن را انتخاب بنمايم معلوم بوده است كه در بديهه‌گوئى و مدح و هجأ و غزل و غيرها يد طولائى داشته اشعار ذيل نمونه‌اى است از افكار ابكار او بيگانه‌وار مىگذرى از ديار چشم * اى نور ديده حب وطن در دل تو نيست بهريك قطرهء آبى جگرت بشكافند * اى صدف تشنه بميرد سوى نيسان منكر نهال سركش و گل بىوفا و لاله دورنگ * در اين چمن بچه اميد آشيان بندم آنچه ما كرديم با خود هيچ نابينا نكرد * در ميان خانه گم كرديم صاحب‌خانه را در سخن مخفي شدم مانند بود در برگ گل * هركه دارد ميل ديدن در سخن بيند مرا برو طواف دلى كن كه كعبه مخفى است * كه آن خليل بنا كرد و اين خدا خود ساخت ( مج ) مضغه خواهر بشر حافى است در حرف خاء تحت عنوان خواهر بشر حافى اشارهء به آن شد كه گفته‌اند از اهل سلوك بوده و قبل از بشر حافي از دنيا رفته و بشر براى او بسيار گريسته ) اقول كه اين خواهر و برادرش بشر حافى شيعه بودن آنها مسلم نيست بلكه خلاف آن مظنون است و اگر آنچه را كه عامه در ترجمه او ضبط كرده باشند مسلما از اهل سنت و جماعت است فقط قاضى نور اللّه عليه‌الرحمه در مجالس المؤمنين او را از عرفاى شيعه محسوب داشته و العلم عند اللّه مىفرمايد جد پنجم بشر حافى در اوايل حال بملاهي و مناهى اشتغال مىنمود پس خداى تعالى او را توفيق عنايت فرمود كه توبه بر دست امام همام حضرت موسى كاظم عليه السّلام نمود . علامهء حلي در كتاب منهاج الكرامه مىفرمايد كه آن حضرت از پيش خانهء بشر مىگذشت آواز غنا و سازى شنيد كنيزكى بر در خانه ديد پس سؤال نمود كه اى كنيز صاحب تو آزاد است يا بنده كنيز گفت آزاد است حضرت فرمودند كه راست گفتى اگر