شيخ ذبيح الله محلاتى
63
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
به راه كعبه گر آتش ببارد رو نگردانم * خليلآسا گلستان است بر من نار نمرودى ( خيرات ) ماريه قبطيه امالمؤمنين در جلد ثانى در امهات مؤمنين مفصلا سبق ذكر يافت كمااينكه ميمونه امالمؤمنين در همان جلد ترجمه شد . ( مج ) ماريه جاريهء جاريه هارون الرشيد در حسن و جمال و ادب و كمال بىنظير و همال بوده روزى يكى از شعراى دانشمند بحضور خليفه رفته طبقى از گل در آنجا ديد بمناسبت در باب آن گفت : كانه خد محبوب يقبله * فم الجيب و قد أبدى به خجلا خليفه بماريه گفت تو در اين باب چه گويى بمشار اليها گفت : كانه لون خدى حين تدفعنى * كف الرشيد لامر يوجب الغسلا ( خيرات ) ماريه بنت منقذ العبدية البصرية از بانوان شيعه بصره بوده منزلش مجمع شيعيان كه در آنجا جمع مىشدند و عبد اللّه و عبيد اللّه پسران يزيد بن ثبيط از خانه اين زن بكربلا براى نصرت حضرت حسين عليه السّلام رفتهاند كه تفصيل آن را در فرسان الهيجاء ذكر كردهام مامقانى در رجال خود گفته ماريه بنت منقذ او سعيد العبدية يستفاد كونها اماميه مما روى عن ابى جعفر من انها كانت تتشيع و كانت دارها مألفا للشيعة تتحدثون فيها و قد كان ابن زياد بلغه اقبال الحسين و مكاتبة اهل العراق له فامر عامله ان يضع المناظر و ياخذ الطريق الحديث )