شيخ ذبيح الله محلاتى
364
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
السلطنه كه در كتاب فتنه باب نقل فرموده و آن كتاب با توضيحات و مقالات ميرزا عبد الحسين نوائى چاپ شده و منتشر گرديده مىگويد ملا محمد على بارفروشى با لباس مبدل گريخت قرة العين كه خميرمايه فتنه بود پس از آنكه در قصبهء ( نيالا ) از دست مسلمانان جان بهسلامت بدر برد در مازندران همچنان بتبليغ مشغول بود تا اينكه بنور رسيد در اين اوقات محمد شاه فوت شد و در كارهاى مملكتى فترهاى پيش آمد و در كتاب نامبرده ص 105 گويد در حين حركت بنور قرة العين مدتى در خانه حاجى ملا محمد شريعتمدار ماند ولى چون وجودش مايه فساد بود سعيد العلماء و ساير علماى مازندران مانع از توقف وى شدند وى بالاجبار از راه آمل طرف نور رفت و پس از اقامت كوتاهى در سعادتآباد نور و قراى ديگر رفت در خلال اين مدت ساير گمراهان فرقه بابيه بساط خونريزى قلعه شيخ طبرسى را به پا كردند و آن هنگامهء فجيع را بوجود آوردند قرة العين درصدد برآمد كه بقلعه طبرسى برود ولى قشون دولتى اطراف قلعه را محاصره كردند و قرة العين بچنگ سپاه اسلام افتاد و او را بطهران فرستادند و در خانهء ميرزا محمود خان كلانتر تحت نظر قرار گرفت و در تمام مدت طول جنگ قلعه طبرسى قرة العين سرا و علنا مشغول تبليغ بوده و در اين مدت مكررا ميرزا يحيى نورى كه معروف بصبح اذل بود ملاقات كرده و عاقبت پس از خاتمه جنگ طبرسى در نور بدست اهالى دستگير و تحت الحفظ او را بطهران آوردند و در خانهء ميرزا محمود خان كلانتر جاى دادند در بالاخانهاى كه جز با نردبان آمدورفت ممكن نبود با اين حالت قرة العين آرام نمىگرفت و با بابيها ارتباط داشت و زنهاى بابى بعنوان رختشورى و بهانههاى ديگر وارد خانه شده با او ملاقات مىكردند و وسيله او با خارج مىشدند و مكتوبهاى او را غالبا در جوف مأكولات كه بوى مىرسانيدند پنهان مىنهادند و او جواب را