شيخ ذبيح الله محلاتى
355
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
در كتاب عيون المعجزات روايت كرده كه چون حضرت جواد وارد بغداد گرديد معتصم انحراف ام الفضل را از آن حضرت دانست او را طلبيد و بقتل آن حضرت راضى كرده زهرى براى او فرستاد كه در طعام آن جناب داخل كند ام الفضل انگور را زقيرا زهرآلود كرده بنزد آن مظلوم آورد چون حضرت از آن تناول نمود اثر زهر در بدن مباركش ظاهر گرديد ام الفضل از كرده خود پشيمان شد و چاره نمىتوانست كرد گريه و زارى مىكرد حضرت فرمود الحال كه مرا كشتى گريه مىكنى به خدا سوگند كه ببلائى مبتلا خواهى شد كه مرهمپذير نباشد چون آن نونهال جويبار امامت در اول سن جوانى از آتش زهر دشمنان از پا درآمد معتصم ام الفضل را بحرم خود برده در همان زودى ناسورى در فرج او بهم رسيد و هرچند اطبا معالجه كردند مفيد نيفتاد تا آنكه از حرم معتصم بيرون آمد و آنچه از مال دنيا داشت صرف مداواى آن مرض كرد و فائده نديد و چنان پريشان گرديد كه از مردم سؤال مىكرد و با بدترين احوال هلاك شد و زيانكار دنيا و آخرت گرديد زنى كه رسول خدا ص را زهر داد و او زينب دختر حارث يهودى بود خواهرزاده مرحب خيبرى و زوجه سلام بن مشكم و قصه او چنان است كه چون فتح قلاع خيبر بدست امير المؤمنين صورت گرفت و بزرگان مردم خيبر همه مقتول شدند اين زن شنيد كه رسول خدا ص گوشت زراع را دوست مىدارد بزغالهاى را بريان كرده تمام آن را زهرآلود ساخت و در زراع زهر بيشتر به كار برد و بنزديك آن حضرت هديه ساخت رسول خدا ص جماعتى كه حاضر بودند آن حضرت آنها را براى خوردن طعام طلبيد و خود لقمه برگرفت و در دهان مبارك نهاد و خائيدن گرفت در حال فرمود كه دست از اكل اين طعام بداريد كه اين زراع با من گويد از من نخور كه مرا زهرآلود كردند