شيخ ذبيح الله محلاتى

348

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

بعد از انى بود كه ابن ملجم در مكه معظمه با دادويه مولى بنى عبز و برك بن عبد اللّه چنين قرار دادند كه ابن ملجم براى قتل امير المؤمنين و برك بن عبد اللّه براى قتل معاويه و دادويه مولى بنى عبز براى قتل عمرو بن العاص هريك كمر بندند ابن ملجم قتل امير المؤمنين را عهده‌دار شد كه اين كار را هر سه در شب نوزدهم ماه رمضان انجام دهند . ابن ملجم بكوفه آمد و در محله بنى كنده كه خوارج در آنجا جاى داشته‌اند فرود شد و مردى از قبيله تيم الرباب او را به خانه خويش برد و جاى داد قطام دختر علقمة بن شجنه از قبيله تيم الرباب در آن خانه ساكن بود و سخت نيكوروى و مشكين‌موى بود چنان كه هيچ زن را بطراوت جمال و حلاوت مقال با او همانند و همال نگرفته‌اند شصت تاقه گيسوان در اطراف خود افشان مىكرد پدر و برادرش بدست امير المؤمنين در جنگ نهروان مقتول شدند دلى آكنده از بغض امير المؤمنين داشت و هر ساعت خصومت او با آن حضرت بزيادت مىشد چون عبد الرحمن بن ملجم بسراى او درآمد و آن جمال دلارا و شمائل دل‌فريب را ديدار كرد يكباره دين و دل در پاى او باخت و در مقام خطبه او برآمد و هر ساعت صبر وى اندك گشت قطام گفت اى پسر ملجم دانسته باش كه صداق من حملى گران است اگر ترا نيروى آن حمل هست باكى نيست و آن سه‌هزار درهم نقد و كنيزى و غلامى ببايدت داد و بعلاوه على بن ابى طالب را هم بايدت بقتل برسانى ابن ملجم گفت مسئله دراهم و غلام و كنيز چيزى نيست لكن قتل على بن ابى طالب اگرچه من به قصد انجام اين امر به اين شهر آمدم لكن كارى صعب است قطام گفت او را غيلة بايد كشت اى پسر ملجم دانسته باش كه اگر او را كشتى مايه آسايش و آرامش مردم گشتى و قلب مرا شفا دادى و عيش خود را با من مهنا ساختى و اگر كشته شدى جاى در بهشت جاويدان خواهى كرد و ثوابهاى جزيل بهرهء تو خواهد بود ابن ملجم قبول كرد ولى گفت هيهات كه من بعد از قتل على بوصال تو برسم قطام