شيخ ذبيح الله محلاتى
345
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
بالجمله هند در بتپرستى و كفر باقى بود تا سنه هشتم از هجرت كه رسول خدا فتح مكه نمود و ابو سفيان براى مردم مكه خبر آورد كه محمد با لشكرى چون بحر مواج در مىرسد و همه غرق آهن و فولادند و مبارزانى باشند كه هيچكس را با ايشان نيروى مقاتلت نباشد هند چون اين سخنان را از ابو سفيان بشنيد از خانه بيرون دويد و ريش ابو سفيان را بگرفت و بر سروصورت ار همىزد و مىگفت بكشيد اين پير خبيث احمق را كه ديگر از اينگونه سخن نكند ابو سفيان گفت به خدا قسم اگر مسلمانى نگيرى گردنت بزنند چون رسول خدا ص فتح مكه نمود و مردم با آن حضرت بيعت كردند آن حضرت فرمان داد تا قدح آبى آوردند دست مبارك در آن قدح آب نمود و بيرون آورد سپس فرمود بيعت زنها با من اين است كه دست در اين قدح آب فروبرند پس زنان دست خود را در آن قدح فرومىبردند از آن جمله زوجه ابو سفيان هند بود چون از كردهاى زشت خود ترسنده بود نقابى از چهره آويخت و در ميان زنان جاى گرفت و همىخواست تا بعد از گفتن كلمه شهادتين خود را آشكار بنمايد و از قتل ايمن باشد براى اينكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خون چند نفر را هدر كرده بود از جمله هند بود پس باتفاق زنان كلمه شهادتين گفت اين وقت رسول اكرم فرمود با زنان ( ابايعكن ان لا تسرقن ) هند گفت ابو سفيان مرد بخيلى است و من از مال او مىربايم نمىدانم بر من حلال است يا حرام ابو سفيان گفت آنچه بردى و بعد از اين بردارى بر تو حلال است پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم تبسم فرمود و معلوم داشت كه او هند است ( فقال لها انك لهند بنت عتبه قالت نعم فاعف عما سلف عفى اللّه عنك ) چون پيغمبر فرمود ( ان لا يشركن باللّه و لا تزنين ) هند گفت يا رسول اللّه زن آزاد زنا نمىكند عمر بن الخطاب حاضر بود چون اين بشنيد تبسم كرد كنايه از اينكه