شيخ ذبيح الله محلاتى

332

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

چون وارد شهر شدند پس از روزى چند قيصر فرمان داد تا خانه‌اى در كنار رودخانه براى ذنابيه بنا كردند و ذنابيه را در او ساكن كردند و آن خانه شش فرسخ از مركز دور بود در آنجا ببود تا رخت بربست شيرين زوجه خسروپرويز شيرين دختركى رومى بود كه در سراى يكى از بزرگان عجم جاى داشت و پرويز قبل از اينكه پادشاه شود گاه‌گاهى بسراى او شتافته با شيرين ساز مودت مىكرد پرويز روزى انگشتر خويش بوى عطا كرد مولاى او را غيرت بجنبيد و با يكى از مردم خود گفت اين كنيزك را با خود ببر در رود غرق بنما آن مرد شيرين را برد خواست غرق كند شيرين چندان بناليد كه بر وى رحم كرد او را در جايى به آب افكند كه بتوانست بيرون بيايد پس شيرين از آب بيرون آمد و بدير راهبى پناه جست و معتكف گشت آنگاه كه خسرو بتخت جاى كرد روزى گروهى از لشكرش بر آن دير عبور كردند شيرين آن انگشتر بديشان داد تا بنزديك خسرو آوردند پرويز بسيار شاد شد كس فرستاد تا او را باعظمت تمام بسراى آوردند و بانوى بانوان گشت و فرهاد كوه‌كن كه برگزيدهء نقاشان چين بود شيفته او گشت و طاق بستان را بساخت و صورت شيرين را در سنگ رسم كرد و شيرين‌نگارى بود كه جهانيان نظير او را نشان نداشته‌اند گويند چهل صفت كه در زن موجود باشد محبوب افتد و تمامت اين چهل صفت در شيرين موجود بود كه او را از نفايس خسروپرويز دانند و اين همان است كه نامه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را بدريد از آن تكبر و تنمر كه داشت بالاخره پسرش شيرويه او را در سال هشتم هجرت يا ششم 11 ج 1 بقتل رسانيد سى هشت سال سلطنت او بود و كمتر پادشاهى را مانند خسروپرويز گنج و بضاعت و ادوات سلطنت فراهم بود تختى بود كه طاقديس مىناميدند كه سه دائرهء بالاى تخت