شيخ ذبيح الله محلاتى

329

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

مىگفته‌اند كابين بست و او در يكى از شهرهاى دمشق مسكن داشت و روز تا روزگارش بالا گرفت تا آنكه لقب قيصرى يافت و شريك دولت گشت و با شاپور ذو الاكتاف مصافها داد و اين ذنابيه با شوهرش در مصافها و جنگها حاضر مىشد و به كار ضرب و حرب ميلى تمام داشت و هرگاه از كار حرب و جنگ فراقتى داشت به شكار مىرفت اتفاقا روزى ذنابيه با شوهر و پسر برادرش به شكار رفته‌اند پسر برادر ذنابيه قبل از اينكه شوهر خواهرش كمان بگشايد حربهء خود را بجانب نخجير افكند همراهان او را ملامت كردند كه شرط ادب نگاه نداشتى باعم بزرگوار اين‌گونه ترك ادب لايق نيست او به اين سخنان وقعى نگذارده كار خود را مكرر كرد آدنه در خشم شد اسب او را گرفت و چند روزى او را محبوس كرده سپس از او عفو كرده وى را رها كرد اين يك بهانه‌اى شد براى ذنابيه كه شوهر را تلف و خودش در سلطنت مستقل باشد فلذا پسر برادر خود را طلبيد و او را بفريفت گفت آدنه ترا در نزد خاص و عام خوار كرد و بىگناه اسب تو بگرفت و ترا حبس كرد عاقبت قصد جان تو خواهد كرد قبل از اينكه بلائى بر سر تو بياورد چاره كار خود بكن و او را بقتل برسان وى فرصتى بدست كرد و شوهر خواهر را بكشت و آدنه پسرى از زن ديگر داشت او را هم مقتول ساخته‌اند چون صبح شد ذنابيه فرياد برداشت كه اين پسر شوهر مرا كشت مردم هجوم كردند و پسر برادر ذنابيه را هم بقتل رسانيدند ذنابيه بىمانعى صاحب تاج‌وتخت شد و بر مسند پادشاهى تكيه زد و سبب قتل شوهر و پسر برادرش او بود بالجمله براى اينكه بسلطنت برسد مرتكب اين جنايت شد مردم او را ملكه مغرب لقب دادند و ذنابيه مشغول رتق و فتق مملكت گرديد و بتخانه‌هاى رفيع از سنگ بنا كرد و مملكت مصر را بعد از جنگ و جوش مسخر كرده