شيخ ذبيح الله محلاتى

309

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

نزديك خود را بيند و اگر كسى از دشمنانش ارادهء قتال و جدال با او داشت چند روز پيشتر قوم خود را خبر مىكرد كه فلان دشمن ارادهء شما دارد و ايشان تدبير دفع او مىكردند چنانچه در ناسخ در حوادث سنه 5434 بعد از هبوط آدم در جلوس حسان بن تبع گويد حسان زرقا را طلبيد گفت چون است كه چشم تو چنين بينش يافته زرقا گفت ازاين‌جهت كه هرگز نمك نخوردم و هر شب سرمه به چشم كشيدم حسان گفت اين‌گونه بينائى موجب فساد تواند شد و حكم داد تا هر دو چشمش را برآوردند چون در عروق رگهاى او نگريسته‌اند سرمه سياه بود . علامه مجلسى در جلد اول حيوة القلوب گويد پس از اينكه قصه سطيح را مىنگارد كه شبى سطيح به اطراف آسمان نظر مىكرد ناگاه برقى را ديد كه لامع گرديد و اطراف جهان را احاطه كرد و كواكب را ديد فرومىريختند و دودى از آنها ساطع گرديد و بر يكديگر مىخوردند و به زمين فرومىرفته‌اند پس او را از مشاهدهء اين احوال غريبه دهشتى عظيم عارض شد اين وقت غلامان خود را امر كرد كه مرا بقله كوه بريد چون او را در قله كوه گذاردند به اطراف آسمان نگريست ناگاه ديد كه نورى عظيم ساطع گرديد و بر همه انوار غالب شد و باقطار آسمان احاطه كرد و آفاق جهان را پر كرد پس بغلامان خود گفت مرا به زير بريد كه عقلم حيران شد بسبب مشاهدهء اين انوار و چنان مىيابم كه رحلت من نزديك شده است و امر عظيمى به زودى واقع خواهد شد و چنان گمان مىبرم كه خروج پيغمبر هاشمى نزديك باشد چون صبح طالع شد خويشان و قوم خود را طلبيده و گفت امر عظيمى مىبينم و آثار غريبه مشاهده مىكنم و مىخواهم استعلام اين امر از كاهنان هر ديار بنمايم پس فرمان كرد تا بهر شهر كه كاهنى بود نامه نوشته‌اند و صورت حال را بيان كردند از جمله نامه‌اى بزرقا نوشت و صورت حال را نگار كرده سپس نامه را بغلام خود صبيح داده