شيخ ذبيح الله محلاتى
301
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
پادشاه مسلمان بود و اصحاب اليا نزد وزير پنهان بودند در سردابى و او ايشان را طعام مىداد پس حقتعالى وحي نمود باليا كه برو بنزد پادشاه كه مىخواهم توبه او را قبول كنم چون اليا بنزد پادشاه آمد پادشاه گفت چه كردى با ما بنى اسرائيل را همه را كشتى . اليا گفت اگر آنچه ترا به آن امر مىكنم عمل كني دعا كنم باران خواهد آمد و قحطى بر طرف خواهد شد پادشاه گفت البتّه عمل مىكنم اليا پيمانها از او گرفت سپس اصحاب خود را از جاهائى كه پنهان بودند بيرون آورد سپس زن پادشاه را طلبيد و او را بقتل رسانيد و بت او را سوزانيد و پادشاه توبهء نيكوئى كرد و جامهاى موئين پوشيد اين وقت اليا دعا كرد و باران باريد و بلاى قحط بر طرف شد ) مجلسى در حيوة القلوب در احوالات حضرت يحيي بسند معتبر از حضرت رضا عليه السّلام قصه آمدن شيطان را بنزد يحيى روايت مىكند تا آنجا كه مىگويد يحيى از شيطان پرسيد كه چه چيز بيشتر موجب سرور و روشنى چشم تو مىگردد گفت زنان كه ايشان تلها و دامهاى منند و چون نفرينها و لعنتهاى صالحان بر من جمع مىشود بنزد زنان مىروم و از ايشان دلخوش مىشوم و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خطاب بزنها فرمود و گفت اكثر كن حطب جهنم ( حقير ) گويد چون در كتاب كشف الغرور كه در تهران بچاپ رسيد در مفاسد بىحجابى و مصالح حجاب و وظيفه زنان چندانكه درخور آن كتاب مستطاب بود از خداعى و مكارى و حيل و مكائد و مفاسد آنها نظما و نثرا بسيار نقل كردم در اينجا فقط غرض اصلى نقل تاريخ است زنى كه امر بقتل يحيى بن ذكريا كرد مجلسى در حيوة القلوب در تاريخ يحيى بن ذكريا عليهما السلام مىنويسد كه در حديث معتبر منقول است كه پادشاهى در زمان حضرت يحيى كه زنان بسيار داشت و