شيخ ذبيح الله محلاتى

293

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

پس موسى بنزد قارون آمد و با او مصالحه كرد كه از هر هزار دينار يك دينار بدهد و از هر هزار درهم يك درهم و از هر هزار گوسفند يك گوسفند بدهد و همچنين در ساير اموال قارون امتناع كرد و بنى اسرائيل را طلبيد و گفت موسى هرچه گفت اطاعت كرديد اكنون مىخواهد اموال شما را بگيرد بنى اسرائيل گفته‌اند تو سيد و بزرگ مائى هرچه مىگويى ما اطاعت تو مىكنيم موسى در پاى قصر او نشسته بود قارون فرمان كرد آب را با خاكستر مخلوط كردند و بر سر موسى ريخته‌اند باز موسى تحمل كرد تا اينكه قارون گفت فلان فاحشه را بياوريد تا مزدى براى او قرار دهيم كه نسبت زنا بموسى بدهد تا بنى اسرائيل دست از او بردارند و از او راحت يابيم پس آن زانيه را آوردند قارون هزار اشرفى با طشتى از طلا قرار كرد به او بدهد كه فردا در حضور بني اسرائيل موسى را بزنا متهم سازد . چون روز ديگر موسى براى بني اسرائيل موعظه مىكرد و احكام شريعت بيان مىكرد تا بمسئله حد زنا رسيد قارون گفت بنى اسرائيل مىگويند تو با فلان فاحشه زنا كردى موسى فرمود من قارون گفت بلى موسى فرمود آن زن را حاضر كنيد چون حاضر شد و چشمش به ديده‌هاى موسى افتاد عرض كرد يا كليم اللّه قارون هزار اشرفى و يك طشت طلا براى من مزد قرار داده كه شما را متهم بزنا بنمايم موسى در غضب شد و در كتف مباركش موهاى بود كه هرگاه بغضب مىآمد موها از جامه‌اش بيرون مىآمد و خون از سر آنها مىريخت اين وقت چنين حالتى بموسى دست داد سپس سر بجانب آسمان كرد عرض كرد پروردگارا اگر براى من غضب نكنى من پيغمبر تو نيستم حق‌تعالى به آن حضرت وحى فرستاد كه من امر كردم آسمانها و زمين ترا اطاعت كنند به آنچه خواهى امر كن موسى بنزد بنى اسرائيل آمد و فرمود خدا مرا مبعوث بقارون كرده چنانچه مبعوث بفرعون نمود هركه از اصحاب او است با او بنشيند و هركه از اصحاب او نيست از او دور