شيخ ذبيح الله محلاتى

291

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

سپس آتشى فرستاد و همه را سوزانيد خداى تعالى در سورهء هود مىفرمايد ( فَلَمَّا جاءَ أَمْرُنا نَجَّيْنا صالِحاً وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنَّا ) و نيز مىفرمايد ( وَ أَخَذَ الَّذِينَ ظَلَمُوا الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دِيارِهِمْ جاثِمِينَ ) سه‌هزار كنيز سفيد در قصه قارون مجلسى در حيوة القلوب در جلد اول در فصل هفتم از قصه‌هاى موسى بن عمران عليه السّلام و على بن ابراهيم در تفسير خود در ذيل آيه ( فَخَرَجَ عَلى قَوْمِهِ فِي زِينَتِهِ ) روايت كرده كه قارون با جامهاى ملوكانه رنگارنگ كه از روى تكبر بر زمين مىكشيدند بيرون آمدند با چهار هزار سوار كه بر زينهاى طلا سوار بودند و بر روى زينها جامهاى ارغوانى انداخته بودند و سه‌هزار كنيز سفيد با او بر استرهاى كبود و سفيد سوار بودند كه هريك محلى بودند بانواع زيورها و جامهاى سرخ پوشيده بودند در اين موقع كسانى كه لذت زندگانى دنيا را طالب بودند گفته‌اند اىكاش مىبود ما را مثل آنچه داده شده است قارون را همانا او صاحب بهرهء بزرگى است در دنيا چنانچه خداى تعالى در سورهء قصص آيه 78 ( يا لَيْتَ لَنا مِثْلَ ما أُوتِيَ قارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍ ) مؤلف گويد بسبب همين كنيزان ماه‌رخسار بنى اسرائيل دل از دست داده و از اطراف موسى بن عمران عليه السّلام پراكنده شدند و اطراف قارون را گرفته‌اند بعد از آن‌همه معجزات و آيات بينات كه از موسى ديده بودند و زياده از هفتاد هزار جمعيت بر گرد قارون جمع شد اما قصه قارون ملخص آن اين است كه قارون پسرعموى موسى بن عمران بود آن حضرت بملاحظه خويشاوندى علم كيميا را به او تعليم داد و قارون بسيار خوش‌آواز بود و در ايامى كه در مصر بودند او را بر بنى اسرائيل حكومت دادند و هنگامى كه توراة نازل گرديد قارون توراة را از همه بهتر قرائت مىكرد و قارون در اثر دانستن علم كيميا مال او از حوصله حساب بيرون رفت چنانچه خداى تعالى مىفرمايد ( وَ آتَيْناهُ مِنَ الْكُنُوزِ ما إِنَّ مَفاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِي الْقُوَّةِ ) يعنى عطا كرده بوديم او را از