شيخ ذبيح الله محلاتى
266
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
( مؤلف ) گويد از اينجا است كه در روايت وارد شده است كه مثل دختر مثل ميوه درخت مىماند كه چون هنگام چيدن او رسيد و او را نچيدى آفتاب او را فاسد مىكند و باد او را از درخت مىريزد دختران را چون هنگام شوهر كردن رسيد دوائى جز شوهر براى آنها نباشد و تمام خبر را در كتاب ( كشف الغرور ) نقل كردهام با مستند آن بالجمله ذو الاصبع پس از يك سال چهار دختر خود را طلب داشت و از احوال و زندگانى و شوهر آنها پرسش كرد ابتداء دختر بزرگتر را طلبيد و گفت چون است شوهر تو گفت ( خير رجل يكرم الحليلة و يعطى الوسيله ) يعنى بهترين شوهران است زن خود را بزرگوار دارد و اسعاف حاجت فرمايد ذو الاصبع فرمود مال شما چيست و معاش شما از كدام حرفت باشد ( قالت خير مال الابل نشرب البانها جرعا و نأكل لحمانها مزعا « 1 » و تحملنا و ضعفائنا معا ) گفت مال ما شتر است كه شير و گوشتش را مىخوريم و بر او جفتجفت سوار مىشويم ذو الاصبع گفت زوج كريم و مال عميم آنگاه با دختر ثانى گفت حال تو با شوى تو چگونه است ( قالت خير زوج يكرم اهله و ينسى فضله ) گفت بهترين شوهران است كه زنش را بزرگوار مىدارد و احسانش را در حق او فراموش مىكند چون از مالش جستجو كرد ( قالت البقر تألف الفناء و تملأ الاناء و تودك « 2 » السقاء و نساء مع نساء ) گفت مال ما گاويست كه از آستانه خانه ما جدا نشود و كاسهاى ما را پر از شير مىنمايد و مشكهاى ما را پر از روغن فرمايد همانند زنى است كه با زنان الفت دارد ذو الاصبع گفت تو از شوهر برخوردار و با دولت يار شدى سپس از دختر سوم پرسش كرد كه روزگار تو بر چسان رود ( قالت لا سمح بذر و لا بخيل حكر ) گفت نه بخشنده است كه بذر باشد و نه بخيلى كه اندوخته كند چون
--> ( 1 ) مزعا مزعه پارهء گوشت است ( 2 ) تودك من ودك چربى گوشت و روغن است ( بذر ) اسرافكننده