شيخ ذبيح الله محلاتى

244

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

جذيمه گفت خدعه‌اى انديشيدى و غدرى كردى و هركه فريب زنان خورد كيفر او جز اين نتواند بود پس نائله فرمان كرد تا او را مقتول ساخته‌اند حقير گويد جزاى شهوت‌پرست همين است هركس دنبال شهوت‌رانى برود عاقبت دچار بدبختى بشود بالجمله چون خبر قتل جذيمه در حيره منتشر گرديد عمرو بن عدى بر تخت سلطنت مستقر شد و او اول پادشاه است از بنى لخم كه در مملكت حيره سلطنت كرد و ملوك بنى لخم همه نسب به دو رسانند بالجمله عمرو بن عدى گفت از پاى ننشينم تا خون خال خود را طلب نكنم سپس بر سر نائله تاختن كرده نائله چون خود را در چنگال دشمن بديد زهرى در نگين انگشتر تعبيه كرده بود بمكيد و جان بداد و مملكت جزيره ملحق بحيره گرديد و عمرو بن عدي يك‌صد و هيجده سال پادشاهى كرد و در ايام سلطنت خود سلاطين عجم را مطيع و منقاد بود دختر هفت واو در جلد عيسى ناسخ ص 112 در داستان اردشير قصه‌اى نقل مىنمايد كه اگر افسانه نباشد از غرائب است مىگويد مردى از رعاياى كرمان هفت پسر داشت و ازاين‌جهت او را هفت واو مىگفته‌اند چون واو به زبان ايشان بمعنى پسر است و نيز آن مرد را دخترى نيكوروى بود و قانون آن بلده چنان بود كه دختران رعايا هر روز هم گروه شده و دوكدانهاى خويش را با مقدارى پنبه برمىگرفته‌اند و خوردنى يك‌روزه را همراه برمىداشته‌اند پس از دروازهء شهر بدر شده در دامان كوهى كه قريب به شهر بود مىرفته‌اند و در آنجا انجمن شده هركس پنبه خود را همىرشتى و چاشتگاهان خوردنيها را با هم خوردندى از قضا چنان افتاد كه روزى دختر هفت واو هنگام عبور سيبى يافت كه آن را باد از درخت افكنده بود آن سيب را برداشته با خود بدامن كوه آورد و چون قصد