شيخ ذبيح الله محلاتى

227

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

بالجمله قصى قريش را مجتمع ساخت و گفت اى معشر قريش شما همسايه خدائيد و اهل بيت اوئيد و حاجيان مهمانان خدا و زوار اويند پس بر شما است كه ايشان را طعام و شراب مهيا كنيد تا هنگامى كه از مكه خارج شوند و قريش تا زمان اسلام به همين وصيت عمل مىكردند بالجمله قصى از ميان فرزندان او چون عبد الدار از همه بزرگتر بود مناصب خمسه را واگذار به او كرد و قبيله بنى شيبه از اولاد اويند كه كليد خانه را بميراث همىداشته‌اند و چون قصى وفات يافت او را در حجون مكه دفن كردند و پسران او قبائل بزرگ از آنها بظهور پيوست عاتكه زوجه عبد مناف عبد مناف در حيوة پدرش قصى شرفى بكمال حاصل كرد چون پدرش از دنيا رفت عاتكه دختر مرة بن هلال بن فالج بن ذكوان بن ثعلبه را بزني بگرفت و از وى دو پسر توأمان متولد شدند چنان كه پيشانى ايشان با هم پيوستگى داشت و به هيچ‌گونه نتوانسته‌اند از هم جدا بنمايند ناچار شمشيرى آوردند و پيشانى ايشان را از هم جدا ساخته‌اند يكى از عقلاى عرب چون اين بدانست گفت در ميان فرزندان اين دو پسر جز با شمشير هيچ كار فيصل نخواهد يافت و چنان شد كه او گفت بالجمله يكى را عمر العلاء نام نهادند كه ملقب و مشهور بهاشم شد و آن ديگر را عبد شمس نام نهادند كه پدر اميه بود و اولاد او هميشه با فرزندان هاشم از در خصمى بودند و شمشير آخته داشته‌اند و فرزند سوم عبد مناف المطلب نام داشت كه محمد بن ادريس شافعى از نسل او است و پسر چهارم عبد مناف نوفل نام داشت مؤلف گويد اين بانوان جدات رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بودند كه از موارد متعددهء ناسخ آن را نقل كرده نگار دادم و اين مخدرات بشهادت عده‌اى از اخبار با دين