شيخ ذبيح الله محلاتى

22

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

فاطمه دختر حاج سيد على كويتى لارى پدرش از محال لارستان حركت كرد و در كويت رحل اقامت افكند و كان عالما عابدا متهجدا و دختر خود را به پسر برادرش حاج سيد مرتضى تزويج كرد و اهالى كويت حسينيه‌اى براى او تهيه كردند كه تمام ماه محرم و ماه صفر شب و صبح مجلس عزاى حضرت سيد الشهداء عليه السّلام مرتب بود و عصرها صاحب ترجمه دختر مشار اليه مجلس زنانه در همان حسينيه تشكيل مىداد و همان مخدره منبر مىرفت و تا بيرون حسينيه از مخدرات ازدحام غريبى مىشد و از مواعظ شافيه و نصايح كافيه مخدرات را بفيض مىرسانيد با اينكه مردم لارستان زبان آنها فصاحت ندارد مع ذلك اين مخدره در فصاحت فارسى و عربى به سرحد كمال بود . ولادت ايشان در سنه 1330 بوده چون او را به پسرعمويش تزويج كردند دو دختر از او ايشان را روزى شد يكى از آن دو دختر چون به سرحد كمال رسيد و در دامن همان علويه درس عفت و ورع و تقوي همى قرائت كرد تا اينكه بنا شد او را تزويج بنمايند براى يك نفر از نزديكان خود در آن ايام آن دختر مختصر مرضى پيدا كرد مادرش علويه او را به مريض‌خانه برد دكتر لامذهب احمق سوزن اشتباهى بر آن دختر زد كه يك ساعت طول نكشيد كه آن دختر جان بجان‌آفرين تسليم كرد . علويه از اين داغ ناگهانى بسيار فرسوده و پژمرده گرديد تا يك سال نه شب و نه روز آرام نمىگرفت جنازهء دختر را بنجف حمل كردند بالجمله عامه مخدرات كويت از ابناء جعفريه از او احترام مىنمايند و در مسائل شرعيه به ايشان رجوع مىنمايند علاوه بر احترامات لائقه به حال ايشان مردم كويت به ايشان تبرك مىجويند و هرگاه بمرضى مبتلا بشوند ادعيه اين بيت را مؤثر مىدانند و اين علويه كان كشف الآياتى است هر آيه كه از قرآن قرائت شود ايشان مىگفته‌اند در كدام سوره است . چون حقير چند سالى در كويت محرم و صفر در حسينيه ايشان منبر مىرفتم ازاين‌جهت به اين مطلب وقوف پيدا كردم كه آيه را نمىدانستم در كدام سوره است و كشف