شيخ ذبيح الله محلاتى

214

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

كابل دست‌نشاندهء سام بود چون از رسيدن زال آگهى يافت بزرگان كابل را فراهم كرده باستقبال بيرون شتافت و در خدمت زال پيوست و پيشكشى لايق پيش گذرانيد و خواستار شد كه در منزل او فرود آيد و چون مهراب آئين بت‌پرستان داشت زال رضا نداد كه بخانهء او در شود و با وى هم‌كاسه گردد در كنار رودخانه كه قريب بسراى مهراب بود سراپردهء زال را بر پا كردند و در آنجا اقامت جست تا يكى از محرمان راز با زال گفت كه مهراب را دخترى چون آفتاب در پرده مستتر است و چندان از حسن و جمال و غنج و دلال او بازگفت كه زال دل به او باخت و نام او را بازپرسيد گفت رودابه نام دارد و مادر او را سيندخت گويند و از آن‌سوى رودابه از ورود سپهدار نو آگهى يافت و حصافت رأى و جلادت‌طبع و سطبرىيال و زور بازوى او را همه‌شب از پدر مىشنيد بالاخره دل او با مهر زال بجنبيد و از جانبين رشته مهر استوار گشت بالاخره رودابه را تزويج كرده او را بزابلستان آورد و رودابه از زال حمل برداشت و رستم از او متولد گرديد و از چهرهء او كاخ و كوي و برزن گلشن شد بانوئى كه الياس نبى ع در خانه او بود الياس پيغمبر عليه السّلام در سال چهار هزار پانصد و شش سال بعد از هبوط آدم عليه السّلام ظهور كرد و از اكابر پيغمبران است چنان كه خداى فرمايد ( وَ إِنَّ إِلْياسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ ) و الياس فرزند العازار پسر هارون عليه السّلام است همواره در زواياى عزلت بعبادت حضرت حق مشغول بود تا اينكه طغيان پادشاه بنى إسرائيل كه او را احاب بن عمرو مىگفته‌اند به سرحد كمال رسيد الياس مامور شد كه او را بسوى خدا دعوت بنمايد الياس بنزد او آمد و فرمود اى قوم هيچ از خدا نمىترسيد و عبادت بتى را اختيار مىكنيد كما قال اللّه تعالى ( إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ أَ لا تَتَّقُونَ أَ تَدْعُونَ بَعْلًا وَ تَذَرُونَ أَحْسَنَ الْخالِقِينَ ) پس الياس را تكذيب كردند و در مقام قتلش برآمدند ( فَكَذَّبُوهُ فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ ) اين وقت الياس روى با قوم خود نمود و فرمود آل اسرائيل در معصيت خداوند سخت طغيان كردند همانا پروردگار باران