شيخ ذبيح الله محلاتى

207

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

سپس حضرت عيسى داخل آن شهر شد و در كوچهاى آن شهر مىگرديد و بر دروديوار آن شهر به نظر فراست اثر تأمل مىنمود ناگاه نظر انورش بر خانهء خرابى افتاد كه از همه خانها پستر و بىرونق‌تر بود با خود گفت گنج در ويرانه مىباشد و آن‌كس كه قابل هدايت است در اين ويرانه است پس در زد پير زالى سر از خانه بيرون كرد پرسيد تو كيستى عيسى عليه السّلام فرمود مردى غريب و به اين شهر رسيده‌ام و آخر روز شده است مىخواهم در اين شب مرا پناه دهيد كه امشب در كاشانهء شما بسر برم آن بانوى بافطانت گفت پادشاه ما حكم فرموده است كه غريب را در خانهء خود راه ندهيد ولى من از سيماى تو آثار بزرگى و نجابت مشاهده مىكنم شما چنان ميهمانى نيستى كه دست رد بر جبين تو توان گذاشت بفرمائيد حضرت عيسى بقدم مبارك خود كلبهء محقر پيره‌زن را طور سينا گردانيد و از نور جمالش آن محوطه گلستان جنان گرديد و خانه تار پيره‌زن مانند سينهء عارفان از در و ديوارش اشعه انوار دميد و آن خانه از مرد خاركشى بود كه دار فانى را وداع كرده آن پيره‌زن زوجهء او بود و فرزند يتيمى از او مانده بود و آن فرزند بشغل پدر مشغول بود و بقليلي كه تحصيل مىنمودند معاش مىكردند و آن پسر شغل پدر را پيش گرفته بود روزها براى خاركنى بصحرا مىرفت در آن روز چون پسر از صحرا مراجعت كرد مادرش به او گفت اى فرزند امشب يك مهمان عزيزى بر ما وارد شده هرچه آورده‌اى به خدمت او گذار و در خدمتگزارى او تقصير منما آن پسر ماحضرى كه تحصيل كرده بود به خدمت عيسى نهاد آن حضرت تناول نمود با او آغاز مكالمه فرمود او را در غايت عقل و هوش و فتوت ديد و بفراست نبوت دانست كه آن در يتيم همين است چون دريافت كه استعداد و قابليت در نهاد او به سرحد كمال است ولى حضرت عيسى استنباط اندوه عظيمى از او نمود و چندانكه از او استفسار فرمود آن جوان از كشف سر خود ابا و امتناع مىنمود عيسى ضمانت كرد كه هر هم و غمى كه دارد بر طرف بنمايد