شيخ ذبيح الله محلاتى
199
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
را سموئيل مىگفتهاند و از او درخواست كردند كه پادشاهى براى ما تعيين بنما كه بدستور او با دشمن قتال بنمائيم چنانچه در قرآن مىفرمايد ( إِذْ قالُوا لِنَبِيٍّ لَهُمُ ابْعَثْ لَنا مَلِكاً نُقاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ) و ابرام از حد بدر بردند ناچار سموئيل بدرگاه بارى مناجات كرد خطاب رسيد اى سموئيل اين قوم از آن روز كه از مصر بيرون شدهاند گاهى نبوده كه عصيان نورزند و ترا هم اطاعت نكردند تا اينكه بلاها بر آنها شديد شد اكنون ملكى از براى آنها تعيين بنما سموئيل بميان قوم آمد فرمود مرا خوف آن باشد كه اگر پادشاهى براى شما تعيين بنمايم و او شما را امر بقتال بنمايد كه با دشمن رزم دهيد او را اطاعت نكنيد و موجب هلاكت شما بشود و كار شما باصلاح نيايد چنانچه خداى تعالى در سورهء بقره آية 247 مقاله پيغمبر ايشان را نقل مىفرمايد ( قالَ هَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتالُ أَلَّا تُقاتِلُوا ) مردم بنى اسرائيل گفتهاند چه شده است ما را كه در راه خدا جهاد نكنيم و حال آنكه ما را از شهر و ديارمان آواره كردند و نهايت ذلت و خوارى را بر ما فرود آوردند چندانكه خواستهاند از ما كشتهاند و اسير كردند و اموال ما را بغارت بردند ( قالُوا وَ ما لَنا أَلَّا نُقاتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ قَدْ أُخْرِجْنا مِنْ دِيارِنا وَ أَبْنائِنا ) اين وقت سموئيل مامور شد كه شادل كه عبارت از طالوت بوده باشد او را برايشان پادشاه گرداند و گويند سموئيل بميان قوم آمد و فرمود اين پادشاه را به حكم قرعه بايد تعيين كرد سپس در ميان اسباط بنى اسرائيل قرعه افكندند بنام سبط بنيامين برآمد و از ميان سبط بنيامين بنام طالوت بيرون آمد و سموئيل گفت ( إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طالُوتَ مَلِكاً ) گروهى از بنى اسرائيل سر برتافتهاند و سلطنت او را قبول نكردند از روى قاعدهاى كه داشتهاند كه سلطان هميشه بايد از اولاد يهودا ابن يعقوب بوده باشند فلذا گفتهاند ما از خاندان يهودا مىباشيم و ما سزاوارتريم به اين سلطنت چه آنكه اين سلطنت ميراث ماست و طالوت