شيخ ذبيح الله محلاتى
192
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
سپس گوشوارهاى كه نيم مثقال و دست بر رنجى كه ده مثقال زر داشت بنزديك دختر گذاشت و گفت مىتوانى امشب مرا در سراى پدرت منزل دهى كه مردى غريب و فرودگاهى ندارم جواب داد كه من ربقه دختر تبوئيل بن ناحور برادر ابراهيم خليلم كه مادر من ملكه خواهر لوط پيغمبر است سراى ما به روى مهمان گشاده است و جاى شتران نيز آماده است اين وقت خادم سجدهء شكر بجا آورد و ربقه بشتاب نزد برادر خود لابان آمده و او را از حال آگاه ساخت پس لابان بنزد خادم شده او را با شتران به خانه آورد و علوفه شتران را آماده كرده طعام مهمان نيز حاضر نمود خادم گفت تا حاجت خويش باز نگذارم دست بدين طعام نبرم لابان گفت بيان فرما كه آنچه ما را بدان دسترس باشد تقصير نخواهيم كرد اين وقت قصه خويش را در ميان نهاد كه مولاى من ابراهيم خليل از براى فرزند خود اسحاق زنى از قبيله خويش خواهد و مرا در طلب مقصود بدين سوى فرستاده اينك ربقه دختر برادر مولاى من است هرگاه وى را به من گذاريد تا بنزد اسحاق برم شايسته باشد و الا مرا آگاه فرمائيد تا بجانب يمين و يسار در طلب مقصود رهسپار شوم لابان و تبوئيل به اين مطلب راضى شدند گفتهاند ربقه ملازم خدمت باشد هرگاه خواستى حركت بنمائى او را با تو همراه خواهيم نمود پس خادم جامهاى زرتار و بافتهاى پرنگار و حليلهاى رنگين و زيورهاى زرين كه با خود آورده بود در خدمت ملكا مادر ربقه و برادرش لابان و پدرش تبوئيل نهاد و سجدهء شكر بجا آورد آنگاه با همراهان دست بطعام گشودند و آن شب در سراى تبوئيل بماند و بامداد برخواست و گفت چون سفر من از شما بخيريت انجاميد تا خير در آن پسنديده نداريد اينك ربقه را با من سپاريد تا بنزد مولاى خويش برم لابان و تبوئيل چون رضاى ربقه را دريافتهاند وى را دعاى خير گفتهاند و با دايهاش بدست خادم خليل سپردند