شيخ ذبيح الله محلاتى

18

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

گردد و ضعيفان را پناهى نيست مگر بسوى تو چون صاحب قوتى و رفع احتياج فقيران نمىنمايد مگر تو . پروردگارا مىدانى كه من با تو چه نذرى و عهدى كرده‌ام و اينك فرزندان خود همه را بدرگاه تو آورده‌ام كه هريك را كه خواهى اختيار نمائى پروردگارا اگر مصلحت دانى در بزرگان قرار بده كه ايشان را صبر بر بلا بيشتر است و خوردان بيشتر محل ترحمند پس نام هريكى را بر تيرى نوشت و داد كه داخل كعبه كردند و فرزندان خود را داخل كعبه گردانيد . پس مادران صدا بشيون بلند كردند و از ديدهاى حاضران سيلاب اشك در بطحاى مكه روان گرديد و عبد المطلب از ضعف بشريت مىافتاد و به قوت ايمان و شدت يقين برمىخاست و مىگفت پروردگارا حكم خود را به زودى ظاهر گردان و مردم گردنها كشيده بودند و آب از ديدها روان كرده منتظر بودند كه بنام كدام‌يك بيرون آيد كه ناگاه ديدند صاحب قرعه بيرون آمد و رداى عبد اللّه را در گردن آن رشك خورشيد و ماه افكند او را مانند خورشيد از افق كعبه بيرون كشيد و رنگ مباركش مانند آفتاب بزردى مايل گرديده و مانند شاخهء ريحان از نسيم صبحگاهان بر خود مىلرزيد و آن ستارهء درخشان قابل قربانى درگاه خداوند منان گرديده گفت اى عبد المطلب قرعه بنام اين فرزند ارجمند بيرون آمد اگر خواهى بكش و اگر خواهى ببخش . پس عبد المطلب از استماع اين خبر مدهوش افتاد و برادران نوحه‌كنان بر برادر خود از كعبه بيرون دويدند و ابو طالب از همه بيشتر مىگريست و موضع نور جبين برادر خود را مىبوسيد و مىگفت كاش نمىمردم و فرزند ارجمند ترا كه وارث اين نور است و حقتعالى او را بر همه خلق زيادتى داده است و زمين را از كثافت كفر و بت‌پرستى پاك خواهد كرد و كهانت كاهنان زايل خواهد گردانيد مىديدم و چون عبد المطلب به هوش آمد صداى گريه مردان و زنان از هر ناحيه بسمع او رسيد و نظرش بر فاطمه افتاد كه خاك بر سر خود مىريخت و سينه خود را مىخراشيد و از مشاهده اين