شيخ ذبيح الله محلاتى
116
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
و تاسعا بروايت ثعلبى و كسائى در حوا حسن هفتاد حوريه بود و در ميان حوريان بهشت همانند بدر تابان در بين ستارگان درخشان بود . و عاشرا آنكه خداوند متعال خادم و ملازم خدمتشان قرار داد جماعت ملائكه و غلمان و حوريان بهشت را كه حضرت آدم و حوا را بر ناقه بهشتى و گاهى بر مراكبى كه از مشك و كافور و زعفران با حلل و حلى و گاهى بر رفارف سندس و استبرق او را نشانيده بغرف و قصور عاليهء بهشت و اعالى جنت عدن و فردوس براى تفرج و نزهت با هزاران تبريك و تهنيت مىگردانيدند و نعم والاى الهيه را بر وى عرضه مىداشتهاند و ديگر آنكه گاهى بر سرير مزين و مرصع بجواهر نفيسه كه هفصد قائمه از در سفيد داشت مىنشست كه بر آن چهار قبه بود قبة الرحمة و قبة الكرم و قبة الرضوان و قبة الغفران و ديگر آنكه هبوط او است با شوهرش به زمين و ذلك من فضل اللّه نه از راه عقوبت بلكه براى اخذ نتيجه و اجراء قدرت و امضاء مشيتش از جعل خليفه بود و انما يدفع البلاء قبل الابتلاء لان اهل الولاء لا يخلو عن الابتلاء ( خصايص فاطميه ) ساره خاتون بانوى حرم ابراهيم خليل ع بنت نومر بن ناحور ثقةالاسلام كلينى مىفرمايد ان ابراهيم تزوج ساره و هى انبته خالته و كانت بنت لاحج و كانت ساره صاحبة ماشية كثيره و ارض واسعه و حال حسنة و كانت قد ملكت ابراهيم جميع ما كانت تملكه ) و در بحار مثل همين را نقل فرموده كه ساره خاتون دختر لاحج دخترخالهء ابراهيم خليل بوده و ساره گوسفندان و مواشى بسيار داشته همه را تقديم ابراهيم كرده و در حسن و جمال نادرهء بىمثال بود در سن سىوششسالگى ابراهيم خليل او را تزويج كرد و ولادت ساره در قريهء كوثي كه واقع است در كوهستان بابل از مادر متولد گرديد و در آنوقت سنه 3361 از هبوط آدم بود كه سنه 2855 قبل الهجرة النبويه بوده و در سال سههزار و چهارصد و شصت و سه بعد از هبوط آدم ساره خاتون دنيا را وداع گفت و در آنوقت بروايت صحيح يكصد و بيست سال از سن او گذشته بود