شيخ ذبيح الله محلاتى

112

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

با زنان را در آدم ابو البشر قرار داد پس آدم عرض كرد كه پروردگارا از تو خواستگارى مىكنم او را پس به چه چيز در برابر اين نعمت از من راضى مىشوى فرمود كه رضاى من در اين است كه معالم دين مرا به او بياموزى آدم گفت قبول كردم كه اين عمل را بجا بياورم حق‌تعالى فرمود اكنون او را به تو تزويج كردم او را بسوى خود بر و معرفت بامور دين را حق تعالي بآدم تعليم داده بود پس آدم بحوا گفت بيا نزد من حوا گفت تو بيا نزد من اين وقت خداوند متعال آدم را فرمود تو برو بنزد حوا پس حضرت آدم برخواست و رفت بسوى حوا و از اينجا است كه بايستى مردان بسوى زنان روند براى خواستگارى پس اين است قصه آدم و حوا ) مؤلف گويد رواياتى كه بر خلاف روايت مذكوره باشد يا از مجعولات يهود است كه علماء اهل سنت آن را از كتب يهود برداشته‌اند و در تفاسير خود وارد كردند و آنچه از اهل بيت عليه السّلام در اين باب رسيده است برفرض صحت سند آنها بايد حمل بتقيه بشود يا محملى ديگر بايد براى او بدست آورد مثل اينكه در روايت علل الشرائع مىفرمايد إنما سميت حوا لانها خلقت من الحيوان او من الحى و صحيح آن است كه در مجمع البيان مىفرمايد قيل لانها ام كل حي اگرچه اين تعبير را نسبت بقيل داده است ولى در غايت قوت است و مثل رواياتى كه مىگويد آدم از آب و گل خلق شد همت فرزندانش در آب و گل است و چون حوا را از آدم خلق كردند همت زنان را در خدمتگزارى مردان مقدر كردند ) اين روايت برفرض صحت سند معنى اين است كه چون خلقت زن بعد از مرد بوده بايستى تابع باشد و اما آيه كريمه در سورهء نساء ( خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالًا كَثِيراً وَ نِساءً ) يعنى خلق كرد شما را از يك نفس واحده و از آن نفس زوجى