شيخ ذبيح الله محلاتى

108

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

بسيارى شاهد بر اين است كه انبياء همه شيعه بودند چون معنى شيعه من شايع عليا و قدمه بالامامه على غيره و اين عقيدهء همه انبيا است از آن جمله در جلد هفتم بحار روايت مفصلى نقل مىفرمايد كه در آخر آن به اين الفاظ مىفرمايد ( ان اللّه لم يخلق احدا الا و اخذ عليه الاقرار بالوحدانية و الولاية للذرية الزكية و البراءة من اعدائهم و ان العرش لم يستقر حتى كبت عليه بالنور لا إله إلّا اللّه محمد رسول اللّه و على ولى اللّه صلوات اللّه عليهم اجمعين ) يعنى ذات بارىتعالى خلق نكرد احدى را مگر آنكه اخذ ميثاق و اقرار گرفت كه شهادت بدهند بوحدانيت بارىتعالى و رسالت انبيا و اعتراف بامامت ذرية زكيه و بيزارى از دشمنان ايشان و عرش پروردگار آرام نگرفت تا با نور بر او نوشته شد لا إله إلّا اللّه محمّد رسول اللّه على ولى اللّه و مجمع اين اخبار هفتم بحار و كفاية النصوص خزاز رازى و غير آن هركه مىخواهد به آنجا رجوع كند . و در مجمع البحرين در لغة شيع مرسلا از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم حديث كند كه رسول خدا شبى نشسته بود و اصحاب خود را حديث مىكرد از جمله فرمود اى جماعت هرگاه بانبياء سلف صلوات مىفرستيد اول به من صلوات بفرستيد سپس به ايشان مگر جد من ابراهيم خليل را كه هرگاه خواستيد بر من صلوات بفرستيد اول صلوات بر جدم ابراهيم خليل بفرستيد بعد بر من اصحاب عرض كردند وجه اينكه ابراهيم خليل اين مقام را پيدا كرد چيست رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود شبى كه مرا بمعراج بردند چون به آسمان سوم رسيديم منبرى براى من نصب كردند من بر عرشهء منبر قرار گرفتم و ابراهيم بر پله پائين‌تر از من قرار گرفت و انبياء اولين و آخرين اطراف منبر من نشسته بودند كه در اين هنگام على بن ابي طالب عليه السّلام ظاهر شد در حالتى كه بر ناقه‌اى از نور سوار بود و صورت او چون ماه شب چهارده درخشان و جمعى در اطراف او چون ستاره‌هاى نورافشان بودند اين وقت ابراهيم خليل با من گفت اى محمد اين كدام پيغمبر بزرگوار يا ملك عالىمقدار است من او را گفتم اين