شيخ ذبيح الله محلاتى
78
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
شصت سال آفت اين دريا ديد * هيچ ماهيش نيامد بر دست پدرم مرد و ز بىداروئى * وان درين كوچه سه داروگر هست دل مسكينم از اين غم بگداخت * كه طبيبش به بالين نه نشست سوى همسايه پى نان رفتم * تا مرا ديد در خانه ببست آب دادم به پدر جان نان خواست * ديشب از ديدهء من آتش جست همه ديدند كه افتاده ز پاى * ليك روزى نگرفتندش دست ( الأبيات ) و لها ايضا : كودكى كوزهاى شكست و گريست * كه مرا پاى خانه رفتن نيست چكنم اوستاد اگر پرسد * كوزهء آب از اوست از من نيست زين شكسته شده دلم بشكست * كار أيام جز شكستن نيست چكنم گر طلب كند تاوان * خجلت و شرم كم ز مردن نيست گر نكوهش كند كه كوزه چه شد * سخنيم از براى گفتن نيست و لها أيضا : هركه با پاكدلان صبح و مسائى دارد * دانش از پرتو اسرار صفائى دارد زهد با نيت پاك است نه با جامهء پاك * اى بس آلوده كه پاكيزه روائى دارد شمع خنديد بهر بزم از آن معنا سوخت * خنده بيچاره ندانست كه جايى دارد سوى بتخانه مرو پند برهمن مشنو * بتپرستى مكن اين ملك خدائى دارد هيزم سوخته شمع ره منزل نشود * بايد افروخت چراغى كه ضيائى دارد گرك نزديك چراگاه شبان رفته بخواب * بره دور از رمه و عزم چرائى دارد مور هرگز بدر قصر سليمان نرود * تا كه در لانه خود برك و نوائى دارد گهر وقت بدين خيرگى از دست مده * آخر اين درّ گرانمايه بهائى دارد