شيخ ذبيح الله محلاتى
57
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
حاصل ترجمهء بيانات اين بانوى عارفه اين است كه مىفرمايد اى نور ديدهء من و اى سرور دل غم رسيدهء من به خدا قسم كه از شيرهء جان ترا نوشانيدم و به زودى بناگهانى داغ ترا ديدم هنوز غنچهء لعل تو نشكفته بود كه تندباد اجل فصل بهار ترا خزان نمود و هنوز از شربت وصال زندگانيت نچشيدم و از گلستان شباب تو گلى نچيدم كه بناگهانى چون طاير قدسى از دست من پرواز كردى . گويا هيچگاه در نزد من نبودى و بعد از عيش مهنا و سرور مهيا و ريعان جوانى و فرحت زندگانى صبح كردى در حالتى كه در زير خاك لال و خاموش و همنشين با مار و موش گرديدى گويا خاك پوسيده و استخوان درهمكوبيدهشدهاى و همانند زمين بلا زرع بىحاصل افتادهاى چه زود تندباد أجل خيمهء عمر ترا خراب كرد و از بالش عزت و وسادهء شرافت ترا به زير خاك مذلت كشانيد و با هزار حسرت بر زير خاك خوابانيد و نيشتر خونين فراق ترا بر جگر من خلانيد و صياد اجل تير دلدوز داغ ترا بر قلب من پرانيد و صبح اميد مرا شام ظلمانى گردانيد پس از آن سر بجانب آسمان بلند كرد و گفت اى خدائى كه عدل از تو است و ستمكارى از بندگان تو همانا فرزندى به من بخشيدى كه ميوهء دل من و ضياء چشم رمد كشيدهء من باشد همانا مدتش بدراز نكشيد بسرعت روحش از آشيانهء تن پرواز كرد و صياد اجل او را صيد نمود اى پروردگار من مرا امر بصبر نمودى و وعدهء اجر عطا فرمودى امر ترا مطاع و وعدهء ترا تصديق و لازم الاتباع دانستم تن برضا و راضى به قضاى تو گرديدم رحمت حق بر روان كسى باد كه طلب رحمت بنمايد براى كسى كه من او را به زير خاك سپردم پروردگارا بر غربت او ترحم فرما و وحشت او را بدل بايمنى بنما و در روز حساب او را با عورت پوشيده و اعمال پسنديده محشور بنما . پس از آن بجانب خانهء خود روان گرديد و همىگفت اى فرزند من هرآينه مادر تو از براى آخرت خود زادى تهيه نمود اىكاش مىدانستم كه تو براى اين سفر دور دراز چه زادى تهيه نمودى اين وقت سر بجانب آسمان نمود و گفت پروردگارا از تو سؤال مىكنم كه از فرزند من راضى باشى چنانچه من از او راضى هستم او را بوديعت در رحم من مرحمت فرمودى اكنون او را در نزد تو بوديعت گذاردم همانا مادر فرزندمرده