شيخ ذبيح الله محلاتى
9
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
بود كه نزديك خانهء كعبه چنين فرمود و از ما فى الضمير خود سخن گفت كانها پيش از ولادت فرزندش خود را بدايرهء اين شريعت داخل كرده و انتظار مىكشيد تا آن بزرگوار وى را دعوت به نبوت نمايد پس از دعوت اول كسى كه بيعت كرد با مخالفت مردان و زنان قريش و دشمنان نادان آن زن مكرمهء معظمهء بود بعد از خديجه پس بنابراين تقرير فاطمه بنت اسد تا زمان رحلتش و غالب روز كارش باطاعت سيد مختار و امتثال امر پروردگار اشتغال داشته و هيچ زنى در امت او اين مقدار از زمان بعد از خديجهء طاهرة توحيد نكرد و عمل بايمان و احكام صادره آن ننمود پس استحقاق آن داشت كه پيغمبر رحمت آن قسم مرحمت در حق او منظور دارد و برايش زبان بدعا و ترحيم و استغفار گشايد و بوى تلقين ولايت نمايد و دين پاك او را تكميل كند . و بروايت ديگر در شفير قبر فاطمة نشسته فرمود انبك انبك على لا عقيل و لا جعفر و چنين زنى كه سلوك و خلوص و كردار و رفتارش با جناب سيد ابرار در تمام عمر با كمال شوق چنين باشد و فاطمه زهرا را خاصه و خلاصهء وجود مسعود و جوهر صافى و حقيقة حقهء مصطفوى بداند و رضايت خاطر آن جناب را در دوستى فاطمهء زهرا و خدمتگزارى او بفهمد با آنكه مادرى ندارد چگونه مىشود از ملازمت و مصاحبت وى گريزان شود پس از اخبار كثيره و آثار معتبره معلوم است بعد از ولادت فاطمهء زهرا عليه السّلام فاطمه بنت اسد در اين هشت سالى كه در مكه مشرفه بود و در مدت اقامتش تا چند سال از رحلتش در مدينهء طيبه بجان و دل كوشش افزون از حد و حصر داشت به همان ملاحظة كه در خدمتگزارى پيغمبر داشت در خدمت آن مستوره كبرى قصورى نورزيد و خدمت خود را در خدمات شايسته به حضرت فاطمه در مكهء معظمه و در طريق هجرت و مدينهء طيّبه كوتاهى و دريغ نداشت پس گمان نمىكنم زنى بعد از خديجه بجلالت قدر فاطمة بنت اسد برسد فعليها من الصلوات ما طابت و من التحيات ما طهرت ما دام النجوم انارت و الافلاك دارت