شيخ ذبيح الله محلاتى
85
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
برخاست و متكائى از براى برادر بنهاد و آهسته مشغول صحبت شدند ناگاه صداى زينب بلند شد و گفت وا اخاه اشاهد مصرعك برادر جان من چگونه ترا كشته ببينم و برعايت اين اطفال و زنان مبتلا بشوم و تو خود مىدانى كه اين گروه جفاپيشه چقدر كينه و بغض ما دارند يعز على مصرع هؤلاء الصفوة و اقمار بنى هاشم بعد عرض كرد برادر جان آيا اين بقيهء اصحاب خود را اختبار و امتحان كردهاى من مىترسم كه وقت قتال و اشتعال نائرهء حرب ايشان نيز بروند و ترا تنها بگذارند حضرت بگريست فرمود بلى آنها را امتحان گردم كه همه مشتاق مرك هستند مثل اشتياق طفل به پستان مادر و همه دلير و شجاع مىباشند هلال از شنيدن اين مقال از زينب گريست و بخيمهء حبيب بن مظاهر برفت و صورت واقعه را بعرض رسانيد و گفت اى حبيب من خواهرش را بسيار پريشان و مضطرب ديدم و گمان مىكنم كه ديگر زنان و اطفال نيز باخبر باشند و با وى جزع و بىتابى بنمايند آيا مىتوانى كه اصحاب را جمع كنى و ايشان را بكلامى مطمئن و آسودهخاطر بنمائى حبيب گفت سمعا و طاعة پس از جا برخاست و اصحاب را ندا كرد همه جمع آمدند پس بنى هاشم را فرمود شما بخيمههاى خود مراجعت بنمائيد آنگاه باصحاب خطاب كرد و گفت يا اصحاب الحمية و ليوث الكريهة اينك هلال به من خبر مىدهد كه عليا مخدره خاطرش پريشان است و از ما مطمئن نيست اكنون مرا خبر بدهيد از نيتهاى خود . اصحاب چون اين بشنيدند سرهاى خود را برهنه كردند و شمشيرها را از غلاف كشيدند و قسم ياد كردند كه تا يك نفر از ما زنده است نمىگذاريم كسى بخيام طاهرات نزديك بشود حبيب فرمود پس با من بيائيد اصحاب بهمراه حبيب بدر خيمهء عليا مخدره زينب آمدند و صداها بلند كردند كه اى بانوان حريم عصمت و اى پردكيان ودايع رسالت اينك همهء اعوان و انصار شما هستند كه قسم ياد كردهاند كه تا قبضهء شمشير در دست آنها است دشمن را از شما دفع دهند و هركس به اين خيام نزديك بشود سر از بدنش بردارند چون صداى اصحاب به گوش حضرت سيد الشهداء رسيد باهل حرم خطاب كرده فرمود اخرجن عليهم يا آل يس مخدرات فاطميات و علويات بيرون دويدند