شيخ ذبيح الله محلاتى
82
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
دامنكشان به خدمت آن حضرت رفت و بنك وا ثكلاه برآورده و گفت اىكاش مرك من مير سيد و به اين زندگانى ناگوار خاتمه مىداد . امروز روزى است كه جدم رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم و پدرم على مرتضى و مادرم فاطمه زهراء و برادرم حسن مجتبى بدرود اين جهان كردند پس لطمه به صورت زد و گريبان چاك كرد و بىهوش به روى زمين بيفتاد حضرت حسين آب به صورت او افشاند و او را به هوش آورد و فرمود . ( اتقى اللّه و تعزى بعزاء اللّه و اعلمى ان اهل الارض يموتون و اهل السماء لا يبقون ) اين گريه و زارى را بس كن و صبر و شكيبائى پيش گير و بيقين بدانكه اهل زمين بميرند و اهل آسمان باقى نمانند و بقاى ابد مختص خداوند احد است كه بقدرت خود مردمان بيافريند و آنها را بميراند و باز از قبر برانگيزاند جد و پدر و مادر من هريك از من بهتر بودند و همه دنيا را وداع گفتهاند منهم به آنها تأسى بايدم كرد . ( يا اخيه انى اقسمت عليك فابري قسمى لا تشقى على جيبا و لا تخمشى على وجها و لا تدعى بالويل و البثور اذا انا قتلت ) اى خواهر به حق من بر تو كه چون شهيد شوم روى نخراشى و گريبان ندري و وا ويلاه و وا بثوراه نگوئى آنگاه خواهر را آورده در نزد بالين سيد سجاد نشانيد . زبدة الاسرار حق ترا خواهد اسير سلسله * از رضاى حق مكن خواهر گله حق ترا خواهد اسير از بهر آن * تا نمايد خاكيان را امتحان از اسيرى تو حق را حكمتسيت * شير حق را در اسيرى شوكتى است چون اسيرت خواست حق چالاك شو * زير بار امر حق بىباك شو گنج توحيدى تو از ويران مرنج * زان كه در ويرانه باشد جاى گنج زير زنجيرى تو تا شير حقى * گرچه خود زنجيرساز مطلقى