شيخ ذبيح الله محلاتى

75

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

جريحه‌دار بود ولى ايضا با كمال حشمت و عظمت وارد مدينه شدند . سفر سوم با برادرش حسين عليه السّلام و سائر فرزندان امير المؤمنين عليه السّلام از مدينه بجانب مكه معظمة در شب يكشنبه بيست و هشتم شهر رجب رفته‌اند و سوم شهر شعبان سنة 60 از هجرت وارد مكه معظمة شدند در اين سفر خروج از مدينه آنچه را دربندى نوشته است از كيفيت سوار شدن پردكيان حضرت حسين بىاصل است و حظى از صحت ندارد و ممكن است هنگام خروج از مكه بسوى عراق اين تفصيلات روى داده است بالجمله حضرت عليا مخدره زينب از سوم شهر شعبان تا روز هشتم ذىالحجه در مكهء معظمة با كمال عظمت و جلالت روزگار بسر برد . سفر چهارم روز هشتم ذىالحجه سنه 60 از مكه خيمه بيرون زدند و اين موكب حسينى كه محبوب قاطبه مسلمين جزيرة العرب بود در كمال عزت و جلال و حشمت و وقار با محملهاى زركش و مكلل به طلا و جواهر و خدم و حشم بىشمار و با روپوش‌هاى حرير و ديباج كه بفرشهاى بسيار زيبا فرش شده بود حركت كردند و حضرت حسين رايس قافلة و با دستگاه سلطنتى با همهء وسائل حتى عطريات كامل و اشياء تجملى و ذخائر قيمتى بپرچم‌دارى قمر بنى هاشم و بزرگان جوانان بنى هاشم و رؤساى قبائل و عشائر كه تحف و هداياى هم تقديم داشته بودند حركت كردند جوانان بنى هاشم با شمشيرهاى برهنه از اولاد امير المؤمنين و حضرت امام حسن عليه السّلام و امام حسين و اولاد جعفر و عقيل و بسيارى از بزرگان اصحاب در اين سفر ملازم ركاب بودند و عليا مخدره اگر چه صورتا با كمال جلال و عظمت حركت مىكرد كه هنگام سوار شدن و پياده شدن جوانان بني هاشم پروانه‌وار دور محمل زينب را مىگرفتند ولى چون حوادث آتيه در نظرش مكشوف بود چشمى گريان و دلى آگنده از حزن و اندوه داشت . سفر پنجم از كربلا بكوفه و از كوفه بشام كه بعنوان اسيرى كه قلم از شرح آن عاجز است .