شيخ ذبيح الله محلاتى

69

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

نيروى پرسيدن نداشتيم چون مدتى به طول انجاميد حضرت على عليه السّلام و فاطمة ( ع ) عرض كردند اين گريستن از چيست فرمود اى برادر من از حضور شما و انجمن شما شادمان گشتم و آن‌گونه خرم شدم كه هرگز چنان خورسند و مسرور نگشته بودم در اين حال كه شما را مىنگريستم و شكر خدا را مىنمودم جبرئيل فرود آمد و گفت خداوند بر سرور تو مطلع گرديد و نعمت را بر تو تمام گردانيد و اين عطيت گرامى را بر تو گوارا فرمود و مقرر ساخت كه ايشان و ذريهء ايشان و دوستان و شيعيان ايشان با تو در جنان جاويدان بمانند و در ميان تو و ايشان جدائى نيفكنند و همان تحيت يابند كه تو يا بى و همان عطيت بينند كه تو بينى آن چند كه خورسند گردى ليكن بليات و مصائب كثيرة ايشان را فراگيرد و در دنيا بناملايماتى چند گرفتار شوند و مردمى كه دعوى دين تو كنند و خود را مسلمان شمارند به آنها اذيتها بنمايند و آزارها برسانند و گمان كنند در شمار امت تو باشند با آنكه خدا و تو از آنها بيزار باشيد و ايشان اهل بيت ترا هريك را در مكانى بضرب شديد و قتل فجيع درآورند و مقابر و مصارع ايشان از هم دور باشد و خداى اين مصيبت را از بهر ايشان اختيار فرمود تا موجب ارتفاع درجات ايشان گردد . پس خداى تعالى آنچه را براى ايشان خواسته راضى و تسليم و شاكر باش و تن به قضاى الهى بده . پس خدا را شكر كردم و در آنچه براى شما خواسته خوشنود شدم آنگاه جبرئيل گفت يا محمد برادرت على بعد از تو بسبب تقويت دين و نگاهبانى آئين تو بدست اشقياى امت تو مقهور و مغلوب و مقتول خواهد گرديد و او بدست زبون‌ترين و شقىترين مردمان كه نظير پىكننده ناقه صالح است در آن شهر كه دار هجرت اوست ( يعنى كوفه ) شهيد خواهد شد و آن شهر مجمع شيعيان او و شيعيان فرزندان اوست و مصيبت او عظيم خواهد بود اما اين سبط تو حسين عليه السّلام با جماعتى از فرزندان و اهل بيت و نيكان از امت تو در كنار نهر فرات در زمين كربلا شهيد مىشود و بسبب كشتن او در كربلا خداوند متعال حزن و اندوه اعداى تو و اعداى ذريهء ترا در روزى كه نه اندوهش را پايانى و نه حسرتش را انجامى است بسيار گرداند و آنها را به عذاب عظيم گرفتار كند