شيخ ذبيح الله محلاتى
49
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
جهان بعد بوده باشند عليا مخدره حضرت زينب ( ع ) مصداق واقعى اين حقيقت بوده و او در حصن حصين نبوت و خاندان با رفعت ولايت و امامت تربيت يافته و از پستان عصمت و طهارت حضرت صديقهء طاهره تغذيه نمود و از لبان وحى علم آموخته و در دامان كرامت پرورش يافته و از تربيت خمسهء طيبة ادب گرفته و نشو و نماى قدسيهء ملكوتى و تربيت روحانى آسمانى يافته و لباس جلال و عظمت و عفاف و عصمت و طهارت پوشيده و بآداب و سنن دينى آسمانى مؤدب گشته است . زن و اين همه علم و فضل و كمال * زن اين همه فرجاه جلال بعالم اگر بود اينگونه زن * بمردان بودى جنس زن طعنهزن اثر طبع امام جمعه كاشمر سپهر عصمت عفت مه برج حيا زينب * يگانه دخت زهرا بنت شاه اولياء زينب امامت گر بدى لائق زنان را فاش مىگفتم * كه بر خلق دوعالم مقتدا و رهنما زينب چه مريم مىنمودى مائده از آسمان نازل * مرخص گر نمودى فضه را بهر دعا زينب بنى سطوت على صولت حسن خلق و حسين فطرت * شبيه مادرش زهرا بدى سر تا به پا زينب بلا گر مايهء قرب الهى گشت بر پاكان * نبودى هيچكس انسان كه گشتى مبتلا زينب فغان و آه زان ساعت كه با خيل اسيران شد * بكوفه وارد از جور جفاى اشقيا زينب چه ديد آن ازدحام قيل و قال مردم كوفه * بگفتا اسكتوا با فرقهء شوم دغا زينب نفسها حبس شد در سينها اجراس ساكت شد * تكلم كرد چون بابش على مرتضى زينب بناگه صوت قرآن خواندنى آمد به گوش وى * سر از محمل برو نكرد از صداى آشنا زينب سر پرخون شه را ديد بر نى قارى قرآن * مخاطب كرد آن سر را به چشم پربكا زينب الا اى ماه نو كاندر سر نى جلوهگر باشى * تو ناكرده غروب افتاده در رنج و عنا زينب شريك اندر مصائب بودم از اول ترا جانا * بهمراه تو بودى ز ابتدا تا انتها زينب روى نبود كه باشد ريشت از خون سرت رنگين * چرا با تو از اين محنت نسازد اقتدا زينب ز بىبابى سر خود را شكست از چوبهء محمل * به خون آلوده گيسو كرد از راه وفا زينب تو دل خوشدار مشكاة از غريق بحر عصيانى * شفيع معصيتكاران بود روز جزا زينب