شيخ ذبيح الله محلاتى

41

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

از اين كتاب بدقت مطالعه بنمايد البته تصديق خواهد كرد چه آنكه اين مخدره جامع فضائل تكوينية و تشريعيه بوده است . در پارهء از شئونات و مراتب خاصهء آن مخدره ( ع ) و كثرت علاقه او با برادرش حضرت سيد الشهداء حاجى شيخ محمد على كاظمى قدس سره در كتاب سرور المؤمنين گويد كه جناب زينب سلام اللّه عليها در ايام كودكى با برادرش امام حسين عليه السّلام چنان انس و محبت بود كه جز در آغوش دامان آن حضرت سكون و آرام نمىگرفت و بهر هنگام كه در خدمت امام حسين عليه السلام بودى يكسره ديده بر ديدارش داشتى و ديده از ديدارش فرونگذاشتى و ساعتى از حضور مباركش دورى نتوانستى و اگر دور شدى بگريستى و اين حال بدان مقام پيوست كه روزى حضرت فاطمه عرض كرد يا ابتاه مرا تعجب گرفته است از محبتى كه بيرون از نهايت است در ميان زينب و حسين و اين دختر چنان است كه بىديدار حسين عليه السلام شكيبائى ندارد و اگر ساعتى بوى حسين را نشنود جانش بيرون شود چون رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اين سخن بشنيد آه دردناك از سينه بركشيد و اشك ديده بر چهره روان گردانيد و فرمود اى روشنى چشم من اين دختر با حسين سفر كربلا خواهد كرد و بهزار گونه رنج و تعب گرفتار خواهد شد . ) و در كتاب ترجمه زينب كبرى ص 89 گويد در زناشوئى حضرت زينب با عبد اللّه جعفر قيد نموده بود كه من به برادرم علاقه‌مندم و بايد همه‌روزه مرا اجازه فرمائى حسينم را زيارت كنم و در تمامى مدت زندگانى كمتر مىشد روزى بگذرد كه زينب حسين را نبيند و بر اين منوال بود تا سر مقدس حسين مدفون شد و زينب از هجران مفارقت برادر بدرود جهان گفت . و نيز در ص 128 گفته برخى از ارباب مقاتل مىنويسند حضرت على عليه السلام چون خواست زينب را بعبد اللّه بن جعفر عقد ببندد شرط كرد كه هرگاه حسين ارادهء سفر كند و زينب بخواهد با او باشد عبد اللّه زينب را منع نكند ازاين‌رو عبد اللّه ميل نداشت كه حضرت حسين به اين سفر برود چه نمىخواست بنا بر شرط سابق از مصاحبت