شيخ ذبيح الله محلاتى
4
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
يا هشت سال از سن او گذشته بود و در خانهء ابو طالب بسر مىبرد فاطمه بنت اسد در حق رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مادرى مىكرد و در همه جهت او را بر فرزندان خود مقدم مىداشت و نيز مادر فاطمه زهراء عليها سلام بود بعد از خديجه كه آن سيدهء نساء هنگامى كه مادرش خديجه دنيا را وداع گفت پنج سال بيش از سن آن مخدره نگذشته بود و فاطمة بنت اسد مادرى مىكرد و در دامان عزت خود آن مستورهء دوجهان را بجان و دل سرپرستى مىكرد تا از دنيا رفت كفى لها فخرا و شرفا خواب ديدن فاطمه بنت اسد در خصائص از كتاب صراط المستقيم نور الدّين على بن محمد بن يونس بياضى محقق امامى شيعى معاصر شهيد ثانى طاب ثراهما رؤياى صادقة منسوب بفاطمه بنت اسد را نقل مىكند كه ملخص آن روايت اين است كه فاطمه بنت اسد فرمود در خواب ديدم كوههاى شام حركت كردند و به طرف مكه معظمه آمدند و همه صيحه مىزدند و اسلحه از حديد پوشيده بودند و آتش از آنها شراره مىزد و سخت اين وضع مهيب و مهول بود كه هركس آن را مىديد بفزع مىآمد آنگاه كوههاى مكه بسرعت حركت كردند با اسلحهء كامله از تيرها و شمشيرها و كلاهخودها بجانب آنها شتافتند و هرچه از اسلحه آنها مىافتاد مردم برمىداشتند پس در آنوقت شمشيرى از دست من در آسمان طيران كرد و شمشير ديگر در جو هوا بايستاد و شمشير ديگر افتاد بر زمين و بشكست و شمشير ديگر بر دست من بماند اندك اندك شير عظيمى شد و بر كوههاى شام حمله كرد بهطورىكه مردم از وى ترسيدند و برميدند آنگاه فرزند من محمد آمد و دست مبارك بر سر و گردن او گذارده وى را بگرفت مانند آهو رام شد و اطاعت وى كرد هن آنچه مشاهده كرده بودم با نهايت خوف و بيم از خواب بيدار شدم و بنزد ابو كرز كاهن رفتم تا خوابم را تعبير بنمايد چون در نزد او جميل كاهن از بنى تميم نشسته بود صبر كردم تا برخيزد پس جميل به من نگريست و بخنديد و گفت اقسم بالانواء و مظهر