شيخ ذبيح الله محلاتى
30
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
ترا دريافت وصل كن رحم خود را برحم آل محمد شمعون گفت قبول كردم پس رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر منبر آمده و خطبه خواند و مرا به عقد فرزند خود درآورده و جملهء محمديان و عيسويان بر اين امر گواه شدند پس بيدار شدم و از خوف قتل اين خواب را از پدر و مادر خود پنهان داشتم و با كسى اين خواب را اظهار ننمودم و آتش محبت آن خورشيد فلك امامت روز به روز در كانون سينهام مشتعل بود تا آنكه از اكل و شرب باز ماندم و بدنم كاهيده و رنجور و مريض گشتم و در بلاد روم طبيبى نماند مگر آنكه جدم او را حاضر نمود و از دوامى درد من پرسيد و چون از عافيت من مأيوس گرديد روزى به من گفت اى نور ديده آيا در دل هيچ خواهش و آرزوئى دارى تا به عمل آورم گفتم اى جد گرامى من همانا درهاى فرج به روى خود بسته مىبينم اگر شكنجه و عذاب اسيران مسلمانان كه در زندان تواند رفع نمائى و زنجير از گردن ايشان بردارى و آنها را آزاد كنى ممكن است كه اين رحمت و عطوفت باعث شود كه حضرت مسيح و مادرش مريم مرا عافيت بخشند اين سخن در او اثر كرده آنها را رها نمود من اظهار بهبودى نمودم و مقدارى غذا ميل كردم پس جد من خوشحال گرديده و بر اكرام و اعزاز اسيران مايل گرديد پس بعد از چهار شب در خواب ديدم كه حضرت سيدة نساء با مريم با هزار كنيز از حوريان بهشت بديدن من آمدند و مريم به من فرمود اى بهترين زنان اينك سيدة نساء فاطمه زهرا مادرشوهر تو است پس بدامنش درآويختم و گريستم و از تشريف نياوردن ابو محمّد عليه السّلام شكايت كردم فرمود اى مليكه فرزند من چگونه بديدن تو آيد و حال آنكه تو مشركى و بدين نصارى مىباشى و اينك خواهرم مريم از دين تو بيزارى مىجويد و اگر رضاى خداوند عز و جل و حضرت مسيح و مريم و زيارت ابو محمد را مىخواهى بگو اشهد ان لا إله إلّا اللّه و اشهد ان محمدا عبده و رسوله و چون به اين دو كلمه طيبه تلفظ نمودم حضرت سيدهء نساء مرا به سينه خود چسبانيد و دلدارى داد و فرمود اكنون منتظر آمدن فرزندم باش كه من او را بسوى تو مىفرستم پس از خواب بيدار شدم و مىگفتم وا شوقاه الى لقاء ابي محمد و چون شب آينده شد و بخواب رفتم ناگاه آفتاب جمال آن حضرت طالع گرديد و گويا من مىگفتم