شيخ ذبيح الله محلاتى

20

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

الاملاك تحرسها حتى اديت الى كرامة من اللّه لى و للحجة من بعدي و در مجمع البحرين گويد البرير جيل من الناس و حموى در معجم البلدان گويد بربر اسم از براى قبايل كثيره است در كوههاى مغرب‌زمين اول آنها برقه است بعد منتهى مىشود تا آخر مغرب زمين و درياى محيط و جنوبا تا بلاد سودان امتداد دارد و قبائل بيشمارى هستند كه هر قبيله از آنها نسبت داده مىشود به همان موضع و مجموع را بلاد بربر گويند و در تاج العروس شطرى از ما يتعلق بذلك را ذكر كرده است . اروى والدة حضرت رضا ( ع ) كنيه او ام البنين و او را سكن و نجمة و سمانة و تكتم نيز مىگويند و ممكن است كه اسماء على البدل براى اين مخدره واقع شده است چنانچه هنگامى كه حضرت رضا از او متولد گرديد او را طاهره ناميدند و از القاب او شقراء و خيزران المرسية مىباشد ( و كثرة اسمائها نظرا لما هو المتعارف و المستحب من تغيير اسماء المماليك عند شرائها ) و اين مخدره جاريه‌اى بود كه در ميان عرب متولد شده بود و در بين ايشان نشو و نما كرده و متأدب بآداب ايشان شده والدهء موسى بن جعفر حميدة المصفاة اين جاريه را خريده و معالم دين و اخلاق به او آموخته تا به حدى كه هيچ‌گاه در نزد حميدة المصفاة جلوس نمىكرد و عقلا و دينا سرآمد زنان عصر خود بوده و گوى سبقت از ايشان ربوده پس حميده آن را بموسى بن جعفر بخشيده و از او حضرت رضا عليه السّلام متولد گرديد . و ثقةالاسلام كلينى در كافى و صدوق و ديگران از هشام بن احمر حديث كنند كه روزى موسى بن جعفر مرا طلبيد و فرمود آيا مىدانى كه قافله از مغرب‌زمين آمده باشد هشام عرض كرد نمىدانم حضرت فرمود بلى قافله‌اى آمده و جوارى با آنها است برخيز برويم مىخواهم جاريه‌اى از ايشان بخرم هشام گويد چون بيرون آمديم مردى را ديديم از طرف مغرب‌زمين آمده با او كنيزانى هست حضرت او را فرمودند جوارى خود را به من عرض كن آن مرد تا هفت جاريه آورد و در هر مرتبه حضرت موسى