شيخ ذبيح الله محلاتى
73
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
را و حال آنكه گمان نمىكنيم كه او را احيا ادراك فرمائى على عليه السّلام عجله كرده و بر فاطمه در آمد و او را بر پشت افتاده ديد كه ار اينسوى بدان سوى منقلب است على چون اين بديد ردا از دوش و عمامه از سر بيفكند و تكمه و بندهاى لباس خود را باز كرده و نشست و سر فاطمه را از بالش برداشته در كنار خود نهاد و ندا درداد يا زهرا پاسخ نشنيد ديگرباره ندا درداد يا بنت محمد المصطفى نيز جوابي اصغا نفرمود و قال يا بنت من حمل الزكاة به اطراف الردى و قسم بين المساكين و الفقراء هم جواب نشنيد و قال يا ابنة من صلي بملائكة السمآء مثنى مثنى نيز جوابى نشنيد پس گفت اى فاطمه با من سخن بگوى منم پسر عم تو على بن ابى طالب اين وقت فاطمه ديدهاى حقبين باز كرده و در روي على نگران شد و هر دو تن سخت بگريستند فقال امير المؤمنين ما الذى تجدينه فانا ابن عمك على بن ابى طالب فقالت يا بن العم انى اجد الموت الذى لا بد منه و لا محيص عنه و انا اعلم انك بعدى لا تصبر على قلة التزويج فان انت تزوجت امرأة اجعل لها يوما و ليلة و اجعل لاولادى يوما و ليلة يا ابا الحسن و لا تصح في وجوههما فيصبحان يتمين غريبين فانهما بالامس فقدا جدهما و اليوم يفقدان امهما فالويل لامة تقتلهما و تبغضهما ثم انشات تقول ابكني ان بكيت يا خير هاد * و اسبل الدمع فهو يوم الفراق يا قرين البتول اوصيك بالنسل * فقد اصبحا حليفا اشتياق ابكني و ابك لليتامى و لا تنس * قتيل العدى بطف العراق فارقوا اصبحوا يتامى حيارى * اخلفوا اللّه فهو يوم الفراق كسى نگويد كه فاطمه مىدانست على به روى آنها صيحه نمىزند پس چرا اين وصيت را نمود براى آنكه مقتضى شدت محبت و اشفاق همين است چنانچه مشاهد و محسوس است اگر زنى به سفر برود با علم باينكه شوهرش از خودش بفرزندانش مهربانتر است مع ذلك باز سفارش آنها را مىكند و بالعكس پس تعبير بعضى كه مراد يعنى گريه با صدا در پيش آنها نكن علاوه بر اينكه اين تعبير خلاف واقع است بسيار خنك و بىمزه است در چند روايت است كه على بعد از فاطمه نشسته بود گريه مىكرد و حسن و حسين نيز در نزد او اشك مىريختند رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلّم هنگام رحلت خود دست