شيخ ذبيح الله محلاتى

65

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

خواب ديدن فاطمه رسول خدا را ( ص ) در ناسخ از كتاب دلائل الامامة محمد بن جرير بن رستم الطبرى الامامى « 1 » سند به امام صادق مىرساند كه چون رسول خدا دنيا را وداع گفت و كتاب خدا و عترت خود را در ميان امت نهاد فاطمه را فرمود كه تو اول كسى باشى از اهل بيت من كه به من ملحق خواهى شد فاطمه فرمود بعد از پدر بزرگوارم شبي در عالم رؤيا ديدم كأن پدر بزرگوارم بسوى من متوجه گرديد چون اين بديدم عنان اختيار از دستم رها شد فرياد زدم يا ابتاه يا رسول اللّه بعد از تو اخبار آسمان و وحي خداوند رحمان از خانهء ما منقطع گرديد در اين حال صفهاى ملائكه در پيش روي من نمودار گرديد و دو ملك مرا به آسمان بلند كردند اين وقت سر برداشتم ديدم قصرهاى بلند و بساتين ارجمند و نهرهاى جارى چندانكه وصف آن نتوانم كرد در اين حال حوريان بهشتى مرا استقبال كردند و بقدوم من بهمديگر بشارت مىدادند و تبسم مىنمودند و مرا گفتند مرحبا به كسى كه بهشت براى او خلق شده و ما را خدا براى پدرش خلق فرموده از آنجا ملائكه مرا همى صعود دادند تا اينكه در قصرى مرا داخل كردند كه در آن قصر غرفه‌هائى بود كه هيچ چشمى نديده و وصف آن از فرشهاى سندس و استبرق و حرير و ديباج در عقدهء محال است و چندان از الوان طعامها در ظرفهاى طلا و نقره و مائده‌هاى گوناگون

--> ( 1 ) قال لما قبض رسول اللّه ما ترك الا الثقلين كتاب اللّه و عترته اهل بيته و كان رسول اللّه قد اسر الى فاطمه انها لاحقة به و هى اول اهل بيته لحوقا قالت فاطمة بينا انا بين النائمة و اليقظان بعد وفات رسول اللّه بايام اذ رأيت كان ابى قد اشرف على فلما رايته لم املك نفسى اذا ناديت يا ابتاه انقطع عنا خبر السماء فبينا انا كذلك اذا تتنى الملائكة صفوفا يقدمها ملكان حتى اخذ انى فصعدا بى الى السماء فرفعت رأسى فاذا انا بقصور مشيدة و بساتين و انهار مطرده و قصر و بستان بعد بستان و اذ قد اطلع على من تلك القصور جوارى كأنّهن اللؤلؤ فهن يتباشرون و يضحكن الى و يقلن مرحبا به من خلقت الجنة لاجلها و خلقنا من اجل ابيها فلم تزل الملائكة تصعد بى حتى ادخلونى الى دار فيها قصور فى كل قصر من البيوت ما لا عين رأت و فيها من السندس و الاستبرق على اسرة و عليها الحاف من الوان الحرير و الديباج و آنية الذهب و الفضة -