شيخ ذبيح الله محلاتى

411

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

كرد و گفت هاتفى مرا ندا داد كه زائيد بهترين خلايق را و سيد امت را پس بگو أعيذه بالواحد من شر كل حاسد و او را محمد نام كن و در آن‌وقت مرغى نمودار شد كه سفيد بود بناگاه بال خود را بر شكم من كشيد دهشت از من زائل گرديد پس زنانى ديدم مانند نخل كه بر من داخل شدند و از ايشان بوى مشك و عنبر ساطع بود و جامهاى ملون بهشتى در برداشتند و با من سخن مىگفتند و سخن ايشان شبيه بسخن آدميان نبود و در دست هريك جامى از بلور سفيد سرشار از شربت بهشتى بود پس گفتند بياشام اى آمنه از اين شربتها و بشارت باد ترا به بهترين گذشتگان و آيندگان محمد مصطفى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چون از آن شربتها بياشاميدم نورى كه در صورتم بود مشتعل گرديد و سراپاى مرا فروگرفت پس صداي هاتفى را شنيدم كه مىگفت شنيدم كه مىگفت بگيريد عزيزترين مردم را و مردانى چند ديدم كه در ميان هوا ايستاده بودند و ابريقى در دست داشتند . پس فرزند من به سجده افتاد بجانب كعبه و دستها بسوى آسمان بلند كرد و با حقتعالى مناجات نمود پس ابر سفيدى ديدم كه از آسمان فرود شد تا آنكه آن حضرت را فروگرفت . پس هاتفى ندا كرد كه بگردانيد محمّد را به مغرب و مشرق عالم تا همهء خلق او را بنام و صفت و صورت بشناسند پس ابر بر طرف شد ديدم كه آن حضرت در جامه‌اى پيچيده شده از شير سفيدتر و در زبر او حرير سبزى گسترده‌اند و سه كليد از مرواريد تر در دست داشت و گوينده‌اى مىگفت كه محمد گرفت كليدهاى نصرت و سودمندى و پيغمبرى را الخ آنچه كه در حيوة القلوب است وفات آمنه و مزار او چون عمر رسول خدا به دو ماه رسيد وهب بن عبد مناف پدر آمنه دنيا را وداع گفت چون چهار ماه بنا بر قول مشهور از عمر رسول خدا منقضى شد آمنه برياض رضوان شتافت بعضى 2 سال و 4 و 6 سال هم گفته‌اند .