شيخ ذبيح الله محلاتى
365
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
كاشف از اين است كه اين سفر معصيت بوده سيوطى در در المنشور در تفسير سورهء احزاب در ذيل آيه ( وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ ) از ابن ابى شيبه و ابن سعد و عبد اللّه بن احمد و ابن منذر اخراج كرده كه اين جماعت از مسروق روايت كردند كه عايشه هرگاه اين آيه را قرائت مىكرد چندان مىگريست كه خمار او تر مىشد . نهم آنكه اگر مسافرت براى عايشه جائز بود رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از آن نهى نمىفرمود بعلاوه از نهى قرآن در سفر حجة الوداع رسول خدا زنان خود را بهمراه برد بعد از اداى مناسك فرمود اين حجة الاسلام بود كه گذارديد و از گردن شما ساقط گرديد بعد از اين بايد روي حصير را غنيمت شمريد و از خانهء خود بعزم سفر هيچ جا مرويد ) چنانچه عطاء اللّه در روضة الاحباب از ابو هريره نقل كرده و همچنين سيوطى در در المنشور در تفسير سورهء احزاب از عبد بن حميد و ابن منذر و محمد بن سير بن اخراج اين حديث كردند دهم آنكه حرمت اين سفر در نزد عايشه مسلم بود و مىدانست كه اين سفر سفر معصيت است ازاينجهت امتناع داشت كه بر شترى كه عسكر نام دارد سوار شود . ابن ابى الحديد در جلد 2 ص 80 گفته كه چون عايشه خواست بجانب بصره حركت كند بعلى بن اميه شترى آورد عظيم الخلقه قوى هيكلى مسمى بعسكر جمال آن شتر همى تعريف آن شتر را مىنمود و از قوت او صحبت مىكرد در بين كلام خود گفت اين شتر عسكر نام دارد و قوت او چنينوچنان است . عايشه چون اين بشنيد گفت انا للّه و انا اليه راجعون برگردانيد اين شتر را مرا بسوى او حاجتى نيست سبب سؤال كردند گفت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اين اسم را فرموده و نهى از سوار شدن او نموده اصحاب عايشه چون شترى به آن قوت و عظمت نبود او را بردند و پالان و زين و برك او را عوض كردند و گفتند بهتر از او را پيدا كرديم ابن اثير در نهايه در لغت دبب گويد قال النبي ايتكن صاحبة الجمل الادبب و الادبب هو الكثير الشعر في وجهه و علامهء دميرى در حيوة الحيوان در لغت جمل اين حديث را ذكر كرده و آن را صحيح و ثابت شمرده .