شيخ ذبيح الله محلاتى
361
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
بالا و اين اعتقاد ريشهء مذهب شما را به باد مىدهد براى اينكه اعتقادات شما از روى كتب علماى شما است . اگر اين كتب دروغ باشد پس دين مأخوذ از اين كتب باطل است . يا بگويند عايشهء محترمه آنچه دربارهء عثمان از دشنام و شورانيدن مردم را بر او مقرون بصدق و صواب بوده و عثمان مستحق قتل بوده و عايشهء محترمه با كبار صحابه همدست و همداستان بوده در اين صورت چرا مىگوئيد قتل عثمان مظلوما عثمان مظلوم كشته شد مگر نمىدانيد كه اين سخن معنايش اين است كه عايشه و كبار صحابه مثل زبير و طلحه و عمار و عمرو بن حمق و ديگران همه ظالم باشند يا بگوئيد عايشه بر خطا بود كه هتك خليفهء مسلمانان عثمان ذو النورين نمود و سعى بليغ در قتل او فرمود در اين صورت ايمانى براى عايشه باقي نمىماند و فضائلى كه در مدت هشتاد سال خلافت بنى اميه براى عايشه ساختهاند بباد فنا مىرود براى اينكه ابن حجر عسقلانى در اول اصابه روايت مىكند كه ( من انتقص واحدا من الصحابة فهو زنديق ) كسى كه يك نفر صحابى را بد بگويد داخل در زنادقه است پس چه مىپرسى از حال كسى كه بعثمان بگويد اى پير كفتار و از او تعبير به جيفه گنديده بر صراط بنمايد و بگويد دوست دارم عثمان را در جوالى بگذارند و مانند طوق من به گردن بگيرم و او را در دريا غرق بنمايم اكنون حضرات اهل سنت اختيار بدست ايشان است هريك از اين سه شق را اختيار بنمايند و لنا فيه نفع عظيم و الحمد لله العلى الحكيم نصايح ام سلمه بعايشه چون در ترجمهء ام سلمه رضى اللّه تعالى عنها از اين پيش ياد كرديم ديگر به تكرار نپردازيم بالاخره آن نصايح از آن بانوى سعادتمند ام سلمه در گوش عايشه باد در چنبر و آب در غربال بود سوار بر هودج شد و رفت به بصره و خلق كثيرى را بكشتن داد براى اينكه خلافت را براى طلحه پابرجا بنمايد طلحه كشته شد و عايشه به مقصود خود نرسيد .