شيخ ذبيح الله محلاتى

352

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

را وكيل كرد تا اينكه حفصه را براى او خطبه كند و بعضى گفته‌اند نجاشى چهارصد اشرفى مهر ام حبيبه را عهده‌دار شد كه به او بدهد پس از جانب آن حضرت آن مهر را بام حبيبه داد و چند جامه و بوى خوش براى او فرستاد و خرج وليمه عروسى او را متحمل شد و در همان حبشه مردم را بنام وليمه اطعام كرد و اين ام حبيبه هنگامى كه پدرش ابو سفيان براى تمديد مدت پيمان بمدينه آمد و داخل حجرهء ام حبيبه گرديد و روى فرشى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مىنشست جلوس داد ام حبيبه آن فرش را از زير پاى او كشيد ابو سفيان گفت اى دختر از نشستن روي اين فرش از من مضايقه مىكنى گفت بلى اين فرشى است كه رسول خدا بر روى آن مىنشيند و هرگز نخواهم گذاشت كه تو بر روي آن بنشينى و حال آنكه تو مشركى ابو المظفر سبط ابن جوزى در تذكرة الخواص ص 62 گفته فلما بلغ عائشة قتل اخيه محمد بن ابى بكر بكت بكاء شديد او كانت تدعو فى صلاتها على معاويه و عمرو بن العاص و لما بلغ ام حبيبه اخت معاويه بن ابى سفيان قتل محمد و تحريقه فشوت كبشا و بعثت به الى عائشة تشفيا بقتل محمد بطلب دم عثمان فقالت عائشة قاتل اللّه ابنة العاهرة و اللّه لا اكلت شواء ابدا الخ الحديث . اقول اگر اين قضيه صدق باشد ام حبيبه از شرط اين كتاب نيست و از اين روايت معلوم شد كه چون خبر قتل محمد بن ابى بكر بعايشه رسيد در تعقيبات نماز خود معاويه و عمرو بن عاص را لعن مىكرد و ام حبيبه چون بقتل محمد آگاه شد گوسفندى را بريان كرد و براى عايشه فرستاد كنايه از اينكه برادر ترا چنين بريان كردند عايشه گفت خدا بكشد اين دختر زن زانيه را به خدا قسم كه ديگر بريان نخواهم خورد كمال عجب است كه هرگاه شيعه بر معاويه بد بگويد رگهاى گردن ايشان پر مىشود و ديدها سرخ مىگردد اما عايشه كه معاويه و عمرو بن العاص را در هر نمازى لعن مىكند و بام المؤمنين ام حبيبه لقب دختر زن زانيه مىدهد مهرهء سكوت بر لب گذارند فالى اللّه المشتكى