شيخ ذبيح الله محلاتى

347

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

خاطر شما پدر و برادر و عم خود را كشتم پس اگر ترا حادثه‌اى روي دهد خلافت و و امامت با كى خواهد بود آن جناب اشاره فرمود بسوى امير المؤمنين عليه السّلام و فرمود كه امر امامت و اختيار شما و جميع امت با او خواهد بود . و در خصائص فاطميه گويد كه صفيه زمان تشرف او خدمت رسول خدا هفده سال داشت و در زفاف او وليمه از تمر و سويق به كار رفت و در ماه رمضان سنه پنجاه از هجرت در مدينه برحمت حق پيوست و بچه اندازه صفيه حليمه و بردبار بود رسول خدا را با او انس مخصوصى بود جماعتي از او روايت دارند از آن جمله يزيد بن معتب و زين العابدين على بن الحسين عليهما السلام [ زندگينامه ] هفتم از امهات مؤمنين سوده است در استيعاب نسبت او را بلوى مىرساند مىگويد سوده بنت زمعة بن قيس نسبت او بلوي ابن غالب مىرسد مادر او شموس بنت قيس بن زيد بن عمرو بن لبيد است و اين سوده را پيغمبر بعد از خديجه او را عقد بست و بعضى عقد او را بعد از عايشه مىدانند وقتى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خواست او را طلاق بگويد عرض كرد يا رسول اللّه مرا طلاق مگو من نوبت خود را بعايشه گذاشتم فقط من دوست دارم كه در فرداى قيامت در زمرهء ازواج تو محشور شوم و آنچه را كه زنان طالب باشند من به او حاجت ندارم پس رسول خدا او را به حال خود گذاشت تا در آخر خلافت عمر از دنيا رفت و اين سوده بعد از رسول خدا عفتى بخرج داد كه منحصر به خود او بود او را گفتند چرا حج نمىكنى همچنان‌كه سائر زنان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم حج بجا مىآورند جواب داد يك‌بار كه واجب بود بجا آوردم و بعد از آن حج و عمرهء من اين است كه از خانه بيرون نروم چنانچه خداى تعالى فرموده ( وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ ) و عزم من اين است كه پا از حجرة بيرون نگذارم تا بميرم پس از حجره‌اى كه رسول خدا براى او تعيين كرده بود بيرون نيامد تا جنازه‌اش را بيرون آوردند