شيخ ذبيح الله محلاتى
340
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
تزويج در آنوقت بيشتر اسباب مزاوجت براى او آسانتر بود و موانع البتّه كمتر در بين بود گذشته از آنكه زينب نه از زنانى بود كه حضرت او را تا به آنوقت نديده باشد بلكه اميمه مادر زينب عمهء رسول خدا بود و آن حضرت در خانه عمه خود البتّه مراوده داشته و اميمه آن حضرت را چون جان شيرين خود دوست مىداشت فرضا اگر آن حضرت اظهار رغبت مىفرمود نسبت بزينب خويشان او بجان و دل اقدام مىكردند چقدر خوب است مفسرين به هوش باشند و اين خرافات را در كتب خود ننويسند بالاخره زينب وقعى بزيد نمىگذاشت و زيد شكايت او را به رسول خدا مىآورد و عرض مىكرد مىخواهم او را طلاق بگويم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم همى سفارش مىكرد كه زوجهء خود را از دست مده زيد چندى صبر مىكرد تا اينكه مصلحت و راحت خود را در طلاق زينب ديده او را طلاق گفت . چون عدهء او سرآمد رسول خدا خواست حكم جاهليت را برهم زند و آن حكم اين بود كه هرگاه كسى را پسر خود مىخواندند آن پسر از او ارث مىبرد و عيال آن پسر بر آن مردى كه او را پسر اتخاذ كرده حرام بود آن حضرت خواست اين حكم را باطل كند و زن پسرخوانده را مانند پسر صلبى حرام نداند ولى از طعن و توبيخ منافقين خائف بود اين آيه نازل شد ( وَ تُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَ تَخْشَى النَّاسَ وَ اللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشاهُ ) . يعنى پنهان مىكنى در ضمير خود حكمى را كه خدا مىخواهد او را آشكار بنمايد و تو براى اظهار آن از مردم مىترسى و حال آنكه سزاوار اين است كه از خداوند متعال ترس داشته باشى . و نيز هنگامى كه زيد را مردم زيد بن محمد مىخواندند اين آيه نازل شد ( ادْعُوهُمْ لِآبائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ ) يعنى بگوئيد زيد بن حارثه و نگوئيد زيد بن محمد صلى اللّه عليه و آله و سلم . و نيز اين آيه نازل شد ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ وَ كانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً ) يعنى پيغمبر پدر نسبى مردان شما نيستند و لكن رسول خدا و آخرين پيغمبران است .